۱۰ فیلم ترسناکی که تهوع آورترین و وحشتناک ترین سکانس ها را دارند



در شرایطی که فیلم های ترسناک متعددی با سکانس های به شدت تکان دهنده وجود دارد، برخی سکانس ها در فیلم های ترسناک هستند که تماشای آن ها برای مخاطب تقریباً غیرممکن است. اگر چه این فیلم ها در خونریزی و خشونت یک مرحله از فیلم های قبلی جلوتر می روند اما این بدان معنا نیست که این سکانس های تکان دهنده از خشن ترین و خونین ترین فیلم های ترسناک باشد. ترسناک ترین و تکان دهنده ترین سکانس ها باید با دقت و احساس بی نقصی تولید شوند. بله درست است، برخی فیلم های ترسناک رویکردی بیشتر روانشناختی را در پیش گرفته و پیش از رو کردن برگ برنده اصلی، ترس، تنش و اضطراب اجتماعی ما را به شدیدترین شکل ممکن تحریک می کنند.

چه یک پیچش داستانی با زمانبندی مناسب باشد یا لحظه ای که در دلتان ملتمسانه می گویید «به خاطر خدا اینکار رو نکن»، برخی فیلم های ترسناک در یک سکانس کلیدی و ویرانگر، ماهیت آن چیزی که تاکنون دیده ایم را تغییر می دهند. سبک این بازی این است که مخاطب را زودتر از موقع مقرر، حال مخاطب را بد کرده و او را با عجله به سمت سرویس بهداشتی سوق دهیم، حالا به هر روشی، و فیلم هایی که در اشاره به آن ها اشاره خواهیم کرد دقیقاً همین کار را می کنند. در ادامه این مطلب قصد داریم شما را با ۱۰ فیلم ترسناکی آشنا کنیم که ترسناک ترین، حال بهم زن ترین و غیرقابل تصورترین سکانس ها را دارند. لازم به ذکر است که به دلیل اشاره به یک سکانس خاص، ناچار به اسپویل بخشی از داستان فیلم خواهیم بود.

۱۰- Raw (2016)
فیلم ترسناک Raw اثر جولیا دوکورنو یک فیلم ترسناک در مورد دوران بلوغ است که یکی از بهترین فیلم های ترسناک نادیده گرفته شده سال های اخیر است، فیلمی که تا سال ۲۰۲۱ و بدست آوردن جایزه بهترین فیلم فسیتوال کن برای دیگر فیلم دوکورنو، Titane، از دید بسیاری از مخاطبان ژانر وحشت دور مانده بود. Raw در مورد دختری جوان به نام جاستین است که در تمام طول عمرش گیاهخوار بوده و اکنون همراه با خواهرش در یک دانشکده دامپزشکی ثبت نام کرده است، جایی که با دنیایی از سخت گیری ها و آزارها و البته پارتی های مختلف مواجه شده و در این مسیر چیزهای بیشتری در مورد خودش کشف می کند که آرزو می کند کاش کشف نمی کرد. برخلاف بیشتر دانشجویان جدید، جاستین اشتهایی سیری ناپذیر به گوشت انسان پیدا می کند که با هیچ منطقی سازگاری ندارد.
در حالی که سکانس های تهوع آور بسیاری در سراسر ۹۸ دقیقه داستان فیلم Raw وجود دارد اما شاید ناخوشایندترین آن ها سکانس انگشت باشد. وقتی الکسیا، خواهر جسیکا انگشتش در جریان کار با تیغ اصلاح بریده می شود، و پس از آنکه جاستین این انگشت را از سگ می گیرد، انگشت الکسیای بیهوش شده را در داخل یخچال قرار می دهد اما غرایز عمیقش بر او چیره می شود. او در ابتدا با دیدن خون روی انگشت اغوا می شود و بعد از مکیدن و لیسیدن آن در ادامه انگشت را کاملاً تا استخوان می خورد. الکسیا در نیمه راه ناهار خواهرش بیدار می شود اما دیگر کار از کار گذشته است.

۹- The Tortured (2010)
یک زوج رنج کشیده و دلشکسته برای انتقام از یک قاتل سریالی، نقشه ای دقیق و پیچیده می کشند، مردی که پسرشان را دزدیده، شکنجه کرده و به قتل رسانده است. آن ها ون زندان که این قاتل سریالی را منتقل می کند ربوده و پس از کش و قوس های بسیار، زندانی شان را به کلبه ای متروکه می برند، جایی که بتوانند در آرامش روی او کار کنند. همانطور که عنوان و این توصیف کوتاه از داستان نشان می دهد، The Tortured یک فیلم ترسناک شکنجه ای در بدترین شکل ممکن آن است و اگر چه سکانس های ترسناک و شوکه کننده بسیاری در آن وجود دارد اما دشوارترین سکانس برای تماشا در این فیلم، بدون شک زمانی است که هیچ حرکت خشونت آمیزی انجام نمی شود.
در آستانه پایان فیلم، بعد از اینکه زوج داستان هر کاری که در توانشان هست را برای شکنجه این قاتل سریالی ظاهراً مبتلا به فراموشی انجام می دهد، در قالب یک فلش بک فاش می شود که در روز عملیات متهورانه آن ها برای ربودن این قاتل سریالی، دو زندانی با ون زندان منتقل می شده اند و کسی که اکنون شکنجه می شود در واقع زندانی دیگر است، مردی که به خاطر فرار مالیاتی زندانی شده است. در این سکانس است که خونمان به جوش می آید و مغزمان به ما می گوید که چشمتان را از صفحه نمایش دور کنید اما هیچ کاری نمی تواند خشونت هایی که پیش تر صورت گرفته را جبران کند، شکنجه هایی که بدترین سکانس هایی بوده که تاکنون در هر فیلم ترسناکی دیده اید.

۸- Possessor (2020)
دومین فیلم برندون کراننبرگ با نام Possessor یکی از بزرگ ترین قربانیان سینمایی شیوع کووید بود، فیلمی که از ماهیت بی ثبات سینمای زنده در آن دوران آسیب دیده و مخاطبی که باید را پیدا نکرد، به ویژه طرفداران کارهای پدرش، دیوید کراننبرگ. این فیلم ترسناک جسمی روانشناختی، سوال های پیچیده ای در مورد هویت در یک گذشته موازی (۲۰۰۸) می پرسد، زمانی که قاتلانی مخفی در کالبد قربانیانشان فرو می روند، و به سود مشتریان ثروتمند خود، این قتل ها را خودکشی و دیگر انواع قتل ها جلوه می دهند. یکی از این آدمکش ها تاسیا ووس نام دارد که اغلب اوقات به درون ذهن قربانیان خود نفوذ می کند اما بعد از مدتی ارتباط خود با واقعیت را از دست داده و به یک زندگی جهنمی می رسد، جایی که بین جسم ها و ذهن ها گرفتار مانده است. تماشای کلیت فیلم Possessor برای مخاطبان نازک دل مناسب نیست اما سکانس مشهور نزدیک به پایان فیلم که در مورد خانواده ووس است از لحاظ تکان دهنده بودن بالاتر از دیگر سکانس های فیلم است.
در شرایطی که که درون جسم قربانی اش کالین تیت گرفتار شده، خاطرات ووس او را به خانه خانوادگی اش می برند و نزد شوهر و فرزندش. اما به جای اینکه هر کاری برای نجات دادنشان بکند، در پیچشی ترسناک و باورنکردنی، ووس قربانی خود را ترغیب می کند تا شوهرش را با یک ساطور بکشد و سپس دوباره کنترل جسم تیت را در دست گرفته و پسر خودش را با شلیک گلوله به قتل می رساند و این جنایت ها تنها برای تبدیل شدن به یک آدمکش بی نقص و کامل انجام می شود.

۷- Men (2022)
الکس گارلند امسال با فیلم Men یک فیلم تاثیرگذار دیگر در ژانر ترسناک فولکلور منتشر کرد و به ساکنان شهرها دلیل دیگری برای دور ماندن از مناطق روستایی داد. این فیلم داستان زنی به نام هارپر مارلو را روایت می کند که بعد از مرگ شوهر آزارگرش تصمیم می گیرد برای مدتی استراحت به روستایی کوچک به نام کاتسون در هرتفوردشایر برود. اما به نظر می رسد که تمام ساکنان این روستا مردانی منزجر کننده، متخاصم و ترسناک هستند یا بهتر بگوییم همگی یک مرد با چنین ویژگی هایی هستند که نقش همه آن ها را روری کینیر بازی می کند. در پایان فیلم، مرزهای بین خرافات و واقعیات از بین می رود، بعد از آن که مرد اصلی داستان یک حمله سوررئال و زیر و رو کننده قوانین فیزیک را به خانه محل اقامت هارپر انجام می دهد.
این بخش از فیلم با یکی از تهوع آورترین سکانس های ژانر وحشت در سال ۲۰۲۲ به پایان می رسد، جایی که مردانی یک پس از دیگری از یکدیگر متولد می شوند، بدنشان متورم شده و در ادامه از مقعد آن ها مرد دیگری بیرون می آید که با تولد شوهر مرده هارپر، جیمز، به پایان می رسد و از او می خواهد که وی را دوست داشته باشد! این سکانس بسیار شبیه Ace Ventura است اما بدون آرامش شیرینی که جیم کری به مخاطب می دهد.

۶- Climax (2018)
بیایید صادق باشیم. این فهرست بدون فیلم گاسپر نوئه، استاد آرژانتینی تصاویر ترسناک ژانر وحشت کامل نیست. و فیلم ترسناک روانشناختی مملو از رقص فرانسوی زبانش با عنوان Climax توانسته یکی از ترسناک ترین سکانس های ژانر وحشت را خلق کند. گروهی از رقصندگان در آخرین شب تمریناتشان در یک سالن رقص و بعد از مصرف مشترک قرص های توهم زا تجربیات هولناکی را متحمل می شوند. آن ها با هم درگیر شده و دعوا می کنند، یکی از اعضا متحمل سقط جنینی هولناک می شود، زنا با محارم شکل می گیرد و بسیاری سکانس های دیگر اما کمتر سکانسی را می توان به اندازه سرنوشت شخصیت های امانوئل و پسرش تیتو، تکان دهنده دانست.
امانوئل که پسرش را برای حفظ امنیتش در داخل اتاق الکتریکی حبس کرده، در ادامه کلید اتاق را گم می کند و وحشت زده می شود. در شرایطی که برای پیدا کردن کلید و آزاد کردن پسرش تلاش می کند که می تواند به وضوح  توهم و فریادهای کمکش را شنید، تماشای این هیستری بسیار غیرقابل تحمل است و تاب آوردن در برابر تنشی که در این سکانس ایجاد شده، ورای تمام تنش های کلیت فیلم، غیرممکن به نظر می رسد. اما این لحظه ناپیدای پایان این سکانس است که بیش از پیش آن را برای تماشا کردن چالش برانگیز می سازد. همه ما می دانیم خطر در چه حدی است اما وقتی سالن به یکباره در تاریکی فرو می رود و چراغ های قرمز اخطار روشن می شوند، بدترین ترس هایمان به واقعیتبدل می شوند و امانوئل در بدترین و خالص ترین وجه وحشت و درماندگی، کنترلش را از دست می دهد.

۵- Maniac (2012)
الیجا وود بعد از فیلم های ارباب حلقه ها کارهای سینمایی بسیار خوبی انجام داده است و یکی از بهترین آن ها تهیه کنندگی یک اثر سینمایی در ژانر وحشت تحت کمپانی فیلمسازی SpectreVision با نام Mandy در سال ۲۰۱۸ به کارگردانی پانوس کوسماتوس و با بازی نیکلاس کیج است. اما یکی از بهترین بازی های سال های اخیر او در فیلم Maniac  در سال ۲۰۱۲ است که بازسازی فیلمی به همین نام ساخته شده در سال ۱۹۸۰ است. فیلم اورجینال با بازی جو اسپینل در نقش شخصیت دیوانه اصلی فیلم بود که زنان جوان را به قتل رسانده، پوست سرشان را کنده و موهایشان را روی سر مانکن ها قرار می داد و نسخه بازسازی شده نیز یک تغییر بزرگ در فیلم ایجاد می کند و آن اینکه صرفاً به سبک روایت شخص اول روایت می شود که همان روایت داستان از دریچه نگاه و چشم شخصیت فرانک است.
در حالی که نسخه اورجینال بیشتر بر شوک های ترسناک و ویرانگر متمرکز بود با نقش های اصلی دو بعدی، برداشت وود از نقش فرانک به او پیچیدگی و عمق بیشتری می دهد و البته حس ترسناک نزدیکی به جنایت را که به مخاطب نیز منتقل می شود. و بدترین از همه اینکه سکانس های بسیار ویرانگری است که در ابتدای فیلم رخ می دهند. او زنی را تا در خانه اش تعقیب می کند و به او می گوید که جیغ نزند تا در ادمه چاقویش را در گلو و سر او فرو می برد. او در ادامه از همان چاقو برای بریدن پوست سر این زن از ناحیه رشد مو استفاده کرده و در یکی از ترسناک ترین سکانس هایی که می توان از پوست سر کندن دید، موها را گرفته در حالی که از جمجمه، خون و استخوان جدا می شود.

۴- Evil Dead (2013)
فیلم Evil Dead از سام ریمی بالاخره آخرین روزهای بروس کمپبل را رقم زد، در شرایطی که این بازیگر گفته است که دیگر کارش با این فرانچایز تمام شده اما این سری فیلم بدون او خونین ترین و چالش برانگیزترین در نوع خود می شود. فده آلوارز کارگردانی اولین فیلم این فرانچایز بدون کمپبل را در سال ۲۰۱۳ بر عهده داشت، جایی که جین لوی نقش اصلی را بر عهده دارد. آلوارز این فرانچایز را از عروسک های استاپ موشن و هیاهوهای بسیار دور کرده و وارد قرن بیست و یکم می کند و وحشت جدید و مطلقی که در فیلم هایی مانند Hostel و Saw می بینیم را به تصویر می کشد. این رویکرد عامدانه تهوع آور نسبت به خونریزی، کشتار و قطع عضو باعث می شود که تماشای Evil Dead بسیار دشوار باشد، جایی که حتی طرفداران پروپاقرص اوج وحشت فیلم های ترسناک نیز از تماشای برخی سکانس های این فیلم شوکه می شوند.
یکی از این سکانس ها، سکانس چاقوی مخصوص تراشیدن گوشت بوقلمون است. ناتالی که در می یابد دستش توسط مایای تسخیر شده گاز گرفته شده است، باید تصمیم سریعی برای جلوگیری از انتقال این عفونت سیاه و گندیده به بقیه بدنش بکند. خوشبختانه او در داخل آشپزخانه است و یک چاقوی پوست کن الکتریکی نیز در دسترسش قرار دارد. در حالی که او سعی دارد بازویش را قطع کند، خون به همه جا می پاشد، تاندون ها پاره می شوند و قدرت چاقو کم و زیاد می شود و ناگهان با یک صدای ترسناک، بقیه دستش روی زمین می افتد.

۳- Inside (2007)
فیلم À l’intérieur با عنوان انگلیسی Inside، فیلمی است که مدت ها بعد از پایان داستان ۸۲ دقیقه ایش با شما خواهد ماند. به کارگردانی جولین مائوری و الکساندر باستیلو، این فیلم در مورد یک بیوه باردار به نام سارا و زنی دیوانه است که در تیتراژ فیلم تنها با عنوان زن زیبا از او یاد شده است. چهار ماه بعد از مرگش شوهرش در یک حادثه رانندگی، سارا خود را برای تولد نوزادش آماده می کند که از زمان زایمانش گذشته است. وقتی یک زن مرموز به در خانه اش می آید، فیلم پیچشی ترسناک به خود می گیرد در شرایطی که این دو زن در نبردی خونین و پرتنش برای بقا در خانه سارا گرفتار می شوند.
وقتی Inside به سمت بخش سوم و پایانی داستانش پیش می رود، در می یابیم که این زن زیبا نوزاد به دنیا نیامده اش را در همان تصادفی که باعث مرگ شوهر سارا شده، از دست داده و اکنون می خواهد نوزاد سارا به به خاطر فقدان فرزندش از او بگیرد. پیش از اینکه این واقعیت شوکه کننده به طور کامل توسط مخاطب هضم شود، پلیسی به سر صحنه می آید، کیسه آب رحم سارا پاره می شود و آنجاست که ترسناک ترین سکانس فیلم را داریم. در تلاش برای نجات جان نوزاد سارا، زن زیبا با یک قیچی عمل سزارینی خونین را روی رقیبش انجام می دهد. افسرده کننده ترین اتفاق این است که سارا می میرد و شخصیت زن زیبا نوزاد تازه متولد شده را به آغوش می کشد.

۲- Midsommar (2019)
کمتر فیلمی این شجاعت را دارند که در همان سکانس ابتدایی، وحشت را به بدترین و خالص ترین شکل ممکن رها کند و این دقیقاً همان کاری است که آری آستر با فیلم Midsommar می کند. Midsommar در مورد گروهی از دانشجویان مردم شناسی از دانشگاهی در آمریکاست که به یک روستای دورافتاده در سوئد سفر می کنند تا در یک فستیوال تابستانه شرکت کنند که هر زوج تنها یکبار در عمرشان می توانند در آن شرکت نمایند. یکی از این دانشجویان دنی است که تنها به دنبال فراموش کردن مرگ ویرانگر اعضای خانواده اش است. اما همه چیز پیچشی شیطانی گرفته و سوئدی ها بیرحم و خشن می شوند در شرایطی که دنی در میانه تمام این ماجراهای ترسناک گرفتار شده است.
به اندازه تمام شکنجه ها، قطع عضوها و خرد کردن سر با چکش ها در سراسر فیلم، سکانس ابتدایی فیلم، خواهر دنی با افکار خودکشی و بی ثباتی روانی را نشان می دهد که خود و پدر و مادرش را به قتل می رساند که نتیجه آن در عناوین ابتدایی فیلم دیده می شود. لوله ها ماشین روشن در گاراژ را به اتاق خواب پدر و مادر دنی و صورت خواهر دنی متصل می کنند به اندازه کافی ترسناک هستند اما همه این اتفاقات در یک فضای آبی رنگ ترسناک رخ می دهد که به پوست والدین مرده و حتی چشم های خواهر دنی نیز می رسد. به این سکانس، بخش رشته شکنجه ها را اضافه کنید که این بخش را به ضجه های دنی متصل می کند و این سکانس را غیرقابل تحمل می سازد.

۱- Smile (2022)
بر اساس فیلم کوتاهی به نام Laura Hasn’t Slept، فیلم ترسناک روانشناختی Smile به کارگردانی پارکر فین، یک نفرین را معرفی می کند که از فردی به فرد دیگر منتقل می شود که باعث می گردد میزبان ارتباطش را با واقعیت از دست دهد، در شرایطی که با یک هویت ماوراءالطبیعه شیطانی که قصد ویرانی زندگی شان را دارد تعقیب می شوند. تازه ترین قربانی این نفرین دکتر رُز کاتر است، یک روانشناس سختکوش که نهایت سعی اش را می کند تا زندگی اش را با نامزدش ترِور و گربه شان، ماستش، که مدت کوتاهی بعد از رسیدن نفرین به او گم می شود، حفظ نماید. بدترین و تکان دهنده ترین سکانس این فیلم که تماشای آن دشوار است در جریان مراسم جشن تولد خواهرزاده اش رخ می دهد. او کاغذ پیچیده شده دور کادویی که رُز برایش گرفته را باز می کند و مخاطب خیلی دیرتر از حاضران متوجه محتوای جعبه می شوند.
صورت وحشت زده پسرک و جیغ های رُز همه چیز را به مخاطب منتقل می کنند پیش از اینکه جنازه ماستش به تصویر کشیده شود اما فین به این مقدار نیز راضی نبوده و باعث می شود رُز دوست خزدارش را از جعبه بیرون آورده و در شرایطی که حاضران در جشن تولد مات و مبهوت جیغ و داد می کنند، او را بچرخاند. این سکانس غیرقابل تحمل است زیرا به نوعی از وحشت و تحقیر در انظار عمومی اشاره دارد که تنها می توانیم تصورش را بکنیم، بدون اینکه راهی برای پس و پیش رفتن وجود داشته باشد. برای اتمام چنین سکانس ویرانگری، رُز به عقب روی میز شیشه ای خانه می افتد که باعث می شود جنازه گربه مانند یک عروسک روی زمین افتاده و در هنگام فرود آمدن روی زمین، برش های بزرگی روی دست هایش ایجاد کند.

دیدگاهتان را بنویسید