۱۰ درس تلخی که تماشای سریال بوجک هورسمن به شما خواهد داد



سریال بوجک هورسمن (Bojack Horseman) سریالی است که مفهوم قضاوت در مورد چیزها از ظاهرشان را به چالش می کشد و این موضوع از بسیاری از جوانب سریال قابل درک است. بهترین مورد کنار هم گذاشتن استایل و محتوای سریال است. در یک سریال کمدی کارتونی که از شخصیت های شبه انسان برای روایت تمثیل های تاثیرگذار و جوک های ساده استفاده می کند، این سریال برخی از افسرده کننده ترین و پیچیده ترین مفاهیم و معضلات جامعه انسانی را نیز واکاوی می کند. غیر از این، هیچ چیزی آنطور که به نظر می رسد نیست. شخصیت ها در ظاهر بسیار واضح هستند اما عمقی در شخصیت شان وجود دارد که تصور اولیه تان از آن ها را به چالش می کشد. به لطف این توجه به جزییات و ارائه مفاهیم عمیق، چیزهای زیادی را می توان از سریال بوجک هورسمن یاد گرفت.

درس های زندگی که این سریال به شما می آوزد گاهی اوقات به شدت کنایه ای و گاهی اوقات به شدت واضح هستند. اما سریال هرگز در رساندن پیام خود شکست نمی خورد و این خیره کننده است. اما بهبود شخصیت انسان بدون فداکاری ممکن نیست و این چیزی است که در سریال بوجک هورسمن در قالب تغییرات شخصیتی و تفکر بوجک نیز به تصویر کشیده می شود. بوجک شخصیتی کاملاً انسانی و البته مملو از نقص دارد و به همین دلیل شخصیتی قابل باور است که همه ما با او همزادپنداری می کنیم. در ادامه این مطلب قصد داریم شما را با ۱۰ درس افسرده کننده و تاثیرگذاری آشنا کنیم که با تماشای سریال بوجک هورسمن یاد خواهیم گرفت.

۱۰- هرگز نمی توانیم از دوست داشتن دیگران دست برداریم
همیشه به ما گفته شده است که وقتی یک رابطه عاشقانه به پایان می رسد بهتر است از آن عبور کنیم تا زندگی خود را به شیوه ای مثبت به پیش ببریم. ماندن در روابط گذشته بر روابط آینده شما تاثیر خواهد گذاشت و به طور کلی وجود و زندگی شما را در کلیت آن تحت تاثیر قرار خواهد داد. اما بوجک هورسمن به خوبی نشان می دهد که فرار شما از داشتن احساس به کسی که در گذشته به او علاقمند بوده اید، هدفی قابل باور و قابل اجرا نیست. رابطه بین پرنسس کارولین و بوجک در موقعیت های مختلفی بین رابطه ای دوستانه تا دشمنی مطلق تغییر کرده است. از همان ابتدای رابطه چنین به نظر می رسد که علاقه این دو به یکدیگر، رابطه ای کاملاً فارغ از جنسیت و عشق بین دو جنس است.
اما در سکانس پایانی سریال، این دو با هم صحبت کرده و می رقصند و مشخص می شود که علیرغم همه شواهد و ظواهر، این دو هنوز به هم علاقه دارند، اگر چه این علاقه چندان بزرگ نیست. مهم نیست چقدر تلاش کنید، هرگز نمی توانید به طور کامل از دوست داشتن کسی دست بردارید. مهم نیست چه اتفاقی بیفتد، اگر مدتی را به رابطه ای معنادار با کسی گذرانده باشید، آن عشق برای همیشه با شما خواهد ماند زیرا هرگز نمی توانید خاطرات را پاک کنید. این درسی زیبا اما ترسناک است که نشان می دهد «عبور از روابط گذشته» هرگز امکان پذیر نیست و اتفاق نمی افتد.

۹- همخونی هرگز به معنای تضمین یک رابطه خوب نیست
سریال های تلویزیونی همواره از به تصویر کشیدن خانواده ها نهایت استفاده را برده اند. در کودکی به ما گفته شده است که از کسانی که با آن ها نسب خونی داریم حفاظت و مراقبتکنیم زیرا این کاری است که از اعضای خانواده انتظار می رود. در بسیاری از موارد، ترغیب می شود که نقص های روابطتان را نادیده بگیرد و اگر اعضای خانواده را دارای رفتارهایی سمی و منزجر کننده دیدید سعی کنید با آن ها کنار بیایید. اما بوجک هورسمن به ما نشان می دهد که چطور نمی توان به رابطه خونی برای پیشبرد موفق یک رابطه تکیه کرد. رابطه بین بوجک و هالی هوک بخش مهمی از روایت داستان سریال است. بوجک برای اینکه با هالی هوک کنار بیاید تغییرات زیادی در زندگی خود ایجاد می کند و به حضور او عادت می کند.
شوربختانه اما با پیشرفت داستان، این رابطه از هم می پاشد زیرا این رابطه فشار زیادی به شخصیت هالی وارد می کند. بوجک تمام فشار را به دوش هالی می گذارد و در مقابل به ندرت چیزی به او می دهد. در نهایت در نامه ای ویرانگر در اپیزود سیزدهم فصل ششم فاش می شود که هالی دیگر توان تحمل حضور بوجک به عنوان پدر در زندگی اش را ندارد. سریال بوجک هورسمن به زیبایی نه محتوای نامه بلکه تاثیر آن بر بوجک را به تصویر می کشد. این یک واقعیت مهم است و تنها اینکه با یک نفر رابطه خونی دارید بدین معنا نیست که باید از شما مراقبت کنند. باید بدانید که رابطه نیاز به کار مشترک دارد، بدون اینکه به عواقب آن توجه کنید.

۸- هرگز نباید رفتار سمی را توجیه کنید، حتی اگر از جانب فرد مورد علاقه تان باشد
این واقعیتی است که بارها در کل سریال بوجک هورسمن یادآوری می شود.این واقعیت نه تنها در قالب شخصیت بوجک و روابط او با دیگران به تصویر کشیده می شود بلکه در سناریوهای دیگر نیز به مخاطب القا می شود. در نهایت واقعیت این موضوع این است که هیچ دلیلی برای توجه رفتارهای سمی دیگران نسبت به شما و کسانی که برایتان مهم هستند وجود ندارد. وقتی کسی را دوست دارید می توانید ده ها توجیه و بهانه برای رفتارهای ناخوشایندشان بیاورید. این اتفاق در مورد شخصیت بوجک نیز بارها رخ می دهد. آن هایی که در زندگی بوجک حضور دارند همواره توجیهاتی می سازند تا به این باور برسند که بوجک به آن ها نیاز دارد اما در نهایت، نتیجه همواره مشابه است و آن اینکه این رابطه سمی دیگر نمی تواند ادامه داشته و توجیه شود.
این سریال می خواهد به شما بگوید که این واقعیت تلخی است که باید رابطه تان را با کسانی که برای شما مناسب نیستند قطع کنید. مراقبت از خودتان از لحاظ روانی به اندازه مراقبت فیزیکی از خود اهمیت دارد. نمی توانید توجیه کنید و بهانه بیاورید و خیلی ساده باید چیزهایی که باعث مشکلات شما هستند را پیدا کرده و از آن ها عبور کنید. گاهی اوقات چنین کاری دردناک خواهد بود زیرا برای نزدیکانتان اهمیت قائل هستید اما چنین کاری ضروری است.

۷- شادی و موفقیت اغلب اوقات با درد به دست می آید
گفته می شود که یک هنرمند واقعی از اثر خود رنج می برد و می توان گفت که این موضوع واقعیت دارد. موفقیت در هر زمینه ای نه تنها وابسته به سختکوشی بلکه عبور از موانع است. هیچ چیز آسان به دست نمی آید و اگر می خواهید موفق شوید باید در این مسیر رنج بکشید. جایگاه بوجک به عنوان یک بازیگر، دیدگاهی شفاف در این زمینه به انسان می دهد. وقتی در فیلم Secretariat بازی می کند، بوجک مجبور می شود برای رسیدن به چیزی که کارگردان از او می خواهد به جاهای تاریکی برود. این اشاره شفاف و سریعی به این است که چطور گاهی اوقات باید نقبی به سوی دردناک واقعیت وجودی تان بزنید تا چیزی موفق از لحاظ هنری تولید کرد. اما این موضوع تنها در حوزه بازیگری و هنر صدق نمی کند.
سریال بوجک هورسمن به خوبی نشان می دهد که چطور چنین چیزی در همه حوزه های زندگی صدق می کند. برای مثال وقتی بابون با بوجک در مورد دویدن صحبت می کند: «هر روز کمی ساده تر می شود… اما باید هر روز این کار را انجام دهید- این بخش دشوار آن است. اما آسان تر می شود». مهم نیست کارتان چیست، اما اگر می خواهید موفق شوید باید برای رسیدن به آن رنج بکشید.

۶- هیچ قربانی مجبور نیست کسی را ببخشد
این روایت دیگری است که غلب در تلویزیون و زندگی واقعی می بینیم. این مفهوم که وقتی طرف گناهکار خواستار درک احساساتش است باید قربانی او را درک کند و ببخشد. گفتن این که متاسف هستید و واقعاً پشیمانید کاری حیاتی است که باید در صورت اشتباه کردن انجام داد اما هیچ کسی تعهدی ندارد که واقعاً و از ته دل شما را ببخشد تنها به این خاطر که شما چنین انتظاری دارید. این اتفاق بارها در سریال بوجک هورسمن دیده می شود و هرگز قدرتش را از دست نمی دهد. یکی از بهترین مثال ها به رابطه بوجک با کارگردان کلسی جنینگز باز می گردد. همواره می بینیم که بوجک او را آزار می دهد اما هرگز با بخشش جنینگز همراه نمی شود. همانند خود بوجک، ما نیز در پایان حس می کنیم که وقتش رسیده کارگردان، بوجک را ببخشد اما او هرگز حس نمی کند نیازی به توجیه رفتارهای بوجک وجود دارد و او را نمی بخشد و این حق اوست.
در مورد هرب کزاز نیز روایت تاثیرگذار مشابهی وجود دارد. هرب به بوجک اجازه نمی دهد که فرصتی برای عذرخواهی داشته باشد زیرا هنوز هم به خاطر رفتارهای او رنج کشیده و فکر می کند به او خیانت شده است. این دو داستان به بخشش و عبور از بدی هایی که معمولاً در سریال های دیگر می بینیم باور ندارد. در نهایت، اگر به کسی صدمه رساندید و آزارش دادید، آن ها مجبور نیستند که شما را ببخشند حتی اگر شما واقعاً پشیمان بوده و تغییری واقعی در شما رخ داده باشد.

۵- داشتن تجربیات بد بهانه ایی برای بدرفتاری نیست
شخصیت بوجک زندگی بسیار دردناکی داشته است و به نظر می رسد که این زندگی و شخصیت را از مادرش به ارث برده است. مادرش نیز به نوبه خود آن را از والدین خود به ارث برده و این چرخه همواره ادامه داشته است. با این وجود، هنوز هم این مفهوم در سریال بوجک هورسمن وجود دارد که به نحوی می توان افسردگی را از والدین به ارث برد اما در نهایت به شما می گوید که نباید از این موضوع به عنوان بهانه ای برای رفتارها و کارهای بد استفاده کنید. بوجک حضوری مخرب برای اطرافیانش دارد زیرا باعث رنج و عذاب اطرافیان می شود. همیشه این باور اشتباه وجود دارد که او حق دارد اینگونه رفتار کند زیرا والدینش او را درست تربیت نکرده اند. اما در پایان، سریال نشان می دهد که تنها با این توجیه که بوجک دوران کودکی سخت و تروماتیکی داشته به او این حق را نمی دهد که اطرافیانش را بیازارد.
مادر بوجک نیز دوران کودکی دشواری داشته است که در طول سریال واقعیتی کاملاً مشخص است. اما نمی توانید براحتی رفتارها و ویژگی های شخصیتی ناخوشایندی که به پسرش منتقل کرده را تنها به این خاطر که خود نیز متحمل آن ها شده، نادیده بگیرید و ببخشید. سریال بوجک هورسمن این واقعیت تلخ را به شما می آوزد که هیچ بهانه ای برای انسان بدی بودن نخواهید داشت. شوربختانه برخی افراد در شرایطی قرار می گیرند که انسان خوبی بودن بسیار دشوار می شود اما نمی توانید برای توجیه تداوم رفتارهای سمی کنونی تان به گذشته دشوارتان ارجاع دهید.

۴- دوستی ها متحول شده و ممکن است از بین بروند
وقتی یک رابطه دوستانه عمیق با کسی دارید این حس را خواهید داشت که این رابطه تا ابد ادامه خواهد داشت. هرگز نمی خواهید شاهد پایان یک رابطه دوستانه قوی باشید و وقتی اوقات پذیرش این واقعیت به شدت دشوار است. اما بوجک هورسمن سعی دارد به شما بیاموزد که روابط دوستانه همیشه دچار تحول و تغییر شده و این موضوع قابل قبول است. رابطه دوستانه ای که بوجک با شخصیت تاد دارد به شدت با بدرفتاری و سوء استفاده برای این شخصیت گنگ دوست داشتنی همراه است. جای تعجب ندارد که رابطه بین این دو در انتهای سریال در مقایسه با ابتدای داستان بسیار متفاوت است. در پایان، ارتباطی که بین این دو وجود داشت دیگر وجود ندارد.
این چیزی که سازندگان سریال انتظار داشتند مخاطب را غمگین کند ما همزمان این واقعیت را آشکار می سازد که این سرانجام چیزی کاملاً غیرمنتظره و غیرقابل پیش بینی نبود، به ویژه با توجه به ماهیت رابطه. دوستی تغییر می کند، گاهی اوقات زندگی انسان ها را به جهات مخالف می کشد و حتی اگر بخواهید این رابطه ادامه داشته باشد، شرایط زندگی امکان تداوم این دوستی را از شما می گیرند. واقعیت ساده این است که هیچ رابطه دوستانه ای برای همیشه بدون تغییر باقی نمی ماند. در اکثر موارد پس از مدتی به کلی از بین می رود اما علیرغم اینکه در ظاهر غم انگیز جلوه می کند اما بهتر است که دائمی نبودن دوستی ها را پذیرفته و از آن عبور کنیم.

۳- مهم بودن یک نفر برای شما بدین معنی نیست که باید در کنار شما بماند
وقتی به کسی اهمیت می دهید، حس می کنید که می توانید به او اعتماد کنید. به اشتراک گذاشتن رازها و اطلاعات شخصی با یک نفر بخش مهمی از چیزی است که یک رابطه را ممکن می سازد. نمی توانید صرفاً با کسی زندگی کنید بدون اینکه هیچ حقایق ناخوشایندی در خورد خود را با او به اشتراک بگذارید، اگر می خواهید اعتماد وی به خودتان را حفظ کنید. دوستی و ارتباطات نزدیک بحثی دوجانبه است که با داد و گرفت همراه است و اغلب اوقات باید بدانید که چه موقع کمک کنید و چه وقت آگاهانه باعث آزار شوید. ارتباط این موضوع با بوجک به رویکرد خودخواهانه او به همه چیز باز می گردد. او اغلب فضایی برای تنفس برای دوستانش باقی نمی گذارد و مشکلاتش را روی دوش آن ها می گذارد و برای اینکه حس بهتری پیدا کند از آن ها انتظار دارد.
او به وضوح با انجام این کار احساس امنیت می کند زیرا واقعاً به این افراد اهمیت دارده و بر این باور است که آن ها نیز در کنارش خواهند ماند. یکی از مهم ترین دیالوگ ها در کل سریال بوجک هورسمن وقتی است که دیان نگران نقل مکان به شیکاگو است زیرا نمی خواهد بوجک را ترک کند و می گوید: «شبیه دوستی نیست و بیشتر شبیه گروگان بودن است». در نهایت پایان رابطه بین دیان و بوجک نشان می دهد که نمی توانید از کسی انتظار داشته باشید تنها به این خاطر که اهمیت زیادی برایتان دارند، بخواهید دیگران در زندگی تان بمانند.

۲- از دست دادن عزیزان دردناک اما بخشی اجتناب ناپذیر از زندگی است
هیچ راهی برای جلوگیری از از دست دادن کسانی که برایتان اهمیت دارند، چیزهایی که از آن ها لذت می برید و حتی کسانی که از آن ها بدتان می آید وجود ندارد. مرگ و از دست دادن عزیزان و فقدان همیشه رخ می دهد، چه مرگ یکی از اعضای خانواده باشد و چه پایان یک رابطه. هیچ جلیقه ضدگلوله ای برای جلوگیری از متحمل شدن چنین رنجی وجود ندارد. سریال بوجک هورسمن نیز بارها به این موضوع می پردازد. بوجک همیشه در حال از دست دادن چیزی یا کسی است. سریالش، سلامت عقلش، شادی اش،خانواده اش و دوستانش. اوج سریال اما در مورد ستاره ای است که چیزی بدست می آورد و همزمان چیزی دیگر از دست می دهد. موضوع بسیار افسرده کننده ای است اما همزمان نشان می دهد که چطور تسلیم شدن در برابر غم انگیزی داستان به شما امکان می دهد که آن را درک کنید.
اگر برای درک اینکه چیزی یا کسی را از دست خواهید داد و به درستی سوگواری کنید آماده باشید، خواهید توانست با آن اندوه و فقدان کنار بیایید. این واقعیت که بوجک در کنار آمدن با حس غم و سوگواری اش شکست می خورد بخشی از چیزی است که او را به سمت رفتارهای ناخوشایند سوق می دهد. چیزهایی که برایتان مهم و عزیز هستند را از دست خواهید داد. این موضوع اجتناب ناپذیر است، فارغ از اینکه چقدر تلاش کنید این موضوع را نادیده بگیرید.

۱- هیچ کس دیگری مسئول شادی شما نیست
این مورد یکی از دشوارترین و تلخ ترین واقعیت هایی است که سریال بوجک هورسمن آشکار می سازد. این سریال نکات مهمی در مورد مفهوم شادی به مخاطب می آموزد و گاهی اوقات این سوال را مطرح می کند که آیا ایده شادی اصلاً ممکن است و وجود دارد یا خیر. در نهایت اما سریال نشان می دهد که چطور می توان با کار کردن روی خود، به شادی خاص خود رسید. اگر برای پیدا کردن شادی به دیگران وابسته باشید، بدون شک در پیدا کردن شادی شکست خواهید خورد. بوجک شخصیتی است که دائماً در بحران وجودی و هویتی است و به دنبال معنا و شادی در زندگی اش می گردد. موانعی که وی در این مسیر با آن ها برخورد می کند اغلب زاییده ناتوانی بوجک در کشف چیزی است که او را شاد می کند، خارج از چیزی که او یاد گرفته به آن اهمیت بدهد.
تنها راهی که بوجک می تواند به رضایت برسد پیدا کردن رسیدن به رضایت توسط خودش است. در مورد بینندگان، این واقعیت ذاتاً تمام درس هایی که در طول تماشای سریال یاد گرفته ایم را در خود دارد. اگر کسی رفتارهای سمی دارد و این موضوع برایتان ناخوشایند است، پس نباید آن فرد اولویت شما باشد. اگر ایده بخشش کسی که به شما آسیب رسانده دردناک است، لازم نیست او را ببخشید. اگر فکر می کنید دیگران مسئول رفتارهای ناخوشایند و سمی شما هستند، بدون شک مشکل واقعی را رها کرده و راه اشتباه را در پیش گرفته اید. این زیبایی سریال بوجک هورسمن است. این سریال در پایان به شما می آموزد که در میل به بهبود شخصیت و بدست آوردن شادی مورد نظرتان، کاملاً مستقل و آزاد هستید.

دیدگاهتان را بنویسید