نقد فیلم انفرادی – عطاران لوده می‌شود


فیلم انفرادی قرار است گیشه را بشکند، با همین فرضیه اکران شد و در جریان این فیلم کمدی دو سه ماشین (از نوع در و شکسته) منفجر می شود و پول فیلم را می دهند چون تهیه کنندگان آن را به قیمت ده ها میلیارد تومان فروخت. ایمان دارند. این فیلم بازگشت رضا عطاران به سینما پس از دو سه سال است و کارگردان او همان کسی است که «دینامیت» را ساخت و در ایام کرونا پرفروش ترین فیلم تاریخ ایران را برای خود ساخت. همه اینها در پشت صحنه فیلم انفرادی است و بیننده با دیدن این فیلم احتمالا به خودش فحش می دهد و می گوید چه احمقی دیدم! فیلم انفرادی بی دقت، بی معنی و افتضاح است. در ادامه با ویجیاتو همراه باشید تا با نگاتیوهای این فیلم بیشتر آشنا شوید. مطلب پیشنهادی: معرفی بهترین انیمیشن های زیر 90 دقیقه از جادوی فانتزی هایائو میازاکی تا معجون های پیکسار و دیزنی. آنها تصمیم می گیرند برای زندانی شدن دست به جنایت بزنند، اما نان و آب خود را به آنجا برسانند و هر کاری هم بکنند کسی دستگیرشان نمی کند. این دو خط بالا فیلمنامه یک فیلم انفرادی را تشکیل می دهد البته اگر بتوان نام فیلمنامه را روی آن گذاشت زیرا پایه های این فیلمنامه کاملا روی آب گذاشته شده است. ما سه کاراکتر داریم که یکی از آنها مسخره تر است و قرار است با تخلفاتی که انجام می دهند آنها را دنبال کنیم تا زندانی شویم. آنها به مهمانی می روند، دزدی می کنند، در پارک آب بازی می کنند، بانک ها را می شکند و غیره. در این صحنه های ممنوعه مثلا قرار است به بازی سه شخصیت اصلی اول فیلم بخندیم. وقتی از کلمه “بازیگوش” استفاده می کنم واقعاً به معنای “بازیگوش” است. عطاران کار طنز انجام می داد و با کمی گذشت می شد ژانر کمدی او را تحسین کرد. عطاران کم کم به زمین بازی کشیده شد و من را شخصاً یاد آدام سندلر در سینمای جهان می اندازد. سندلر هم سعی کرد فیلم های جدی بسازد و خودش را بیشتر بشناسد، اما در نهایت دید که مخاطب همان چیزهایی را می خواهد که او در بعضی از فیلم هایش دارد و در نهایت بیشتر در همان بدن باقی ماند. عطاران هم همین وضعیت را دارد و تصمیم گرفته سیم آخر را بزند. او در «انفرادی» رسماً نوعی کمدی به نام «شانه تخم مرغ» را بازی می کند، یعنی در فیلمی ظاهر شده که در نهایت به نفع سینمای خانگی خواهد بود و بازیگری او هیچ سودی از هنرمند بودن ندارد. مطلب پیشنهادی: ده شرور برتر دنیای انیمیشن دیزنی را در کنار عطاران مهدی هاشمی داریم که بدترین بازی دوران هنری خود را ارائه می کند. می آورد. احمد مهرانفر سعی کرد کمی متفاوت بازی کند و در منجلاب فیلمی قرار گرفت که به زور به دنبال خنداندن تماشاگر است. کارگردان فیلم انفرادی فکر می‌کند ساخت سکانسی از سرقت‌های بانکی که در آن آهنگ بالاتر از خطر قرار می‌گیرد و همه چیز در مرحله آهسته نمایش داده می‌شود و بازیگران در آن با هم برخورد می‌کنند، خنده‌دار است. این نوع کمدی دیگر برای بچه های پنج یا شش ساله مناسب نیست. استفاده از دوربین در این سکانس و بقیه فیلم به بدترین شکل ممکن، صدای این سکانس و سکانس های دیگر آنقدر آماتوری است که گویی وظیفه صداگذاری بر عهده دانش آموز دبستانی گذاشته شده است. در واقع فیلم انفرادی می خواست یک کمدی اکشن باشد، چیزی که مثلا رامبد جوان با قانون مورفی دنبالش کرد و دوباره توانست صحنه های اکشن رضایت بخشی خلق کند. این فیلم انفرادی اما دارای سکانس های اکشنی است که با جلوه های ویژه بسیار مضحک و طراحی صحنه بسیار بد همراه است. تک تک سکانس های اکشن فیلم بیشتر به یک رسوایی شباهت دارد تا یک صحنه نفس گیر و تلاش برای خلق این صحنه ها کاملا هدر می رود. جدا از صحنه های اکشن فیلم انفرادی که رسما معادل آثار خلق شده در فضای مجازی توسط کاربران آماتور است، سکانس های کمدی فیلم نیز بیش از آنکه خنده دار باشد، شرم آور است! مثلاً سکانسی داریم که بازیگران زن و مرد صحبت می کنند و بازیگران زن، با گریم های مضحک و اغراق آمیز و دوباره صدای افتضاح و موسیقی کاملاً کودکانه ای که این صحنه ها را همراهی می کند. بازیگران در حال تماشای بازی هستند و قرار است تماشاگر با دیدن بازی این بازیگران بخندد. سولو می خواهد یک کمدی اجتماعی باشد و به موضوعاتی مانند روحانیت، موسسات اعتباری و مالی، وضعیت قوانین قضایی کشور و سیستم فاسد در نیروی انتظامی می پردازد. وارد هم می شود اما مشکل این است که نمایش این موارد فقط برای ژست آن است. کارگردان مانند یک مسافر تاکسی خطی است که شروع به تفسیر وضعیت سیاسی-اجتماعی روز می کند و چیزهایی می گوید که مثل روز روشن است (و البته بعضی ها خیلی قدیمی هستند مثل آب بازی جوانان در پارک ها) و می خواهد مثلا این مسائل را نقد کنید. طنز انتقادی یک فیلم انفرادی بیشتر شبیه یک شوخی خنده دار است که واقعا نمی توان آن را یک طنز عمیق در نظر گرفت. مقاله پیشنهادی: ده انیمه ای که شایسته برنده شدن بهترین انیمیشن در اسکار بودند مورد قدردانی قرار نمی گیرند و فیلم انفرادی صنعت انیمه رها شده یک کمدی شلخته، یک کمدی موقعیت و حتی یک کمدی ترسناک نیست. فیلم انفرادی رسما یک فاجعه است که در آن چیزی برای ارائه وجود ندارد. هیچ یک از عوامل فنی، از کارگردان گرفته تا گریمورها، فیلمبردار، صدابردار و تدوینگر، همه چیز را به آماتوری ترین شکل ممکن انجام ندادند. اطیابی کارگردانی است که مثلا فیلمی مثل خاک و مرجان را در کارنامه دارد و قطعا می داند که چه کار ضعیفی ساخته است. انجام نمیدهد. او و امثال او در باتلاقی گیر کرده اند که خودشان به خوبی از آن آگاه هستند و مطرح نمی کنند زیرا جیب های ثروتمند همه این ضعف ها را توجیه می کند. اگر دینامیت لحظاتی را خلق کرد که می شد به آن خندید و سعی کرد نگاهی انتقادی به وضعیت جزم گرایی مذهبی در ایران داشته باشد (صرف نظر از اینکه موفق شده باشد یا نه)، فیلم انفرادی رسماً به چیزی جز سه بازیگر اصلی خود نگاه نمی کند. و مخصوصا عطاری ها. فردی با این بازیگران و تیزرهایشان که در آن آهنگ های تند خارجی و چند دیالوگ خط قرمز وجود دارد، می خواهد خود را یک کمدی غیر پاستوریزه که قرار است توقیف شود معرفی کند! فیلم انفرادی حتی در جوک های جنسی و به اصطلاح غیر پاستوریزه هم حرفی برای گفتن ندارد و نمی تواند درست روی خط قرمز قدم بگذارد که هم خنده دار باشد و هم شوخی بالای هجده سال! این فیلم به جز فروش در گیشه در هیچ چیز موفق نبود و همین دلیل کافی برای گروه فیلمبرداری است. در آخر پیشنهاد می کنم اگر حداقل قصد دیدن و خندیدن یک کمدی مسخره را دارید، پول خود را خرج یک کلوپ شبانه و تئاترهای شبانه کنید که حداقل بتوانید واقعاً به جوک های مبتذل غالب بخندید، نه در مواجهه با سکانس های انفرادی. ، چهره های پوکر. بودن! پی نوشت: ابراهیم عامریان تهیه کننده فیلم انفرادی معتقد است فروش 100 میلیاردی فیلم دور از ذهن نیست. تا زمانی که بیننده ای از این آثار وجود دارد، تولید آنها ادامه دارد، در ویدیویی که در انتهای مطلب قرار دادم، دلایل فروش این آثار را بهتر متوجه می شوید.

دیدگاهتان را بنویسید