پیتر دراکر کیست؟ | مروری بر زندگی و کتاب‌های پیتر دراکر



پیتر دراکر (Peter Drucker) را بنیان‌گذار مدیریت مدرن می‌دانند (اگر با کلمهٔ نوین مشکل ندارید، می‌توانید بگویید بنیان‌گذار مدیریت نوین). خودش هم گاهی به این عنوان اشاره کرده و تلویحاً آن را پذیرفته است. عناوینی از این دست برای او فراوانند. چنان که فیلیپ کاتلر هم بر این باور بود که «اگر من را پدر بازاریابی بدانند، دراکر را باید پدربزرگ بازاریابی در نظر بگیرند.» پیتر دراکر پیش از آن که به شکل جدی وارد دنیای مدیریت شود، شغل‌های مختلفی را تجربه کرده بود. کار در یک شرکت بازرگانی نخ و پارچه، روزنامه‌نگاری و تحقیقات صنعتی از جمله این فعالیت‌ها بوده و شاید بتوان گفت این تعدد مشاغل و تجربیات باعث شده او نگاه عمیق‌تری به حوزهٔ کسب و کار داشته باشد و توصیه‌ها و تجربه‌هایش، به رشتهٔ مدیریت محدود نشود و قلمروهای دیگر را هم شامل شود. پیتر دراکر جدای از تدریس به مشاوره مدیریت هم اشتغال داشت و اگر بخواهیم از اصطلاحات کوچیک که این سال‌ها رایج شده استفاده کنیم، کوچ مدیران اجرایی هم بود. اگر این تنوع را در کنار حجم گستردهٔ مقالات و کتاب‌های پیتر دراکر قرار دهیم، می‌توانیم با اطمینان بگوییم که در میان مشاهیر مدیریت، کمتر کسی مانند او، فعالیت‌های گسترده، متنوع و تأثیرگذار انجام داده است. پیتر دراکر سال ۱۹۰۹ به دنیا آمد و سال ۲۰۰۵ در ۹۶ سالگی درگذشت. اگر چه دراکر بخش بزرگی از زندگی‌اش را در آمریکا گذراند، اما هم‌چنان یک اتریشی بود و رگه‌های اروپایی را می‌توان در حرف‌ها، نگرش و کنایه‌هایش مشاهده کرد. حتی تلفظ درست Drucker هم «دروکر» است. چون این واژه از ریشهٔ Drucken در زبان آلمانی و هلندی گرفته شده و به این نکته اشاره دارد که اجداد او در اروپا به کار چاپ اشتغال داشته‌اند. البته در آمریکا تلفظ نام او به دراکر تغییر کرد و خود او هم این تلفظ جدید را پذیرفت. پدر دراکر وکیل بود و در ادارات اقتصادی اتریش هم صاحب‌منصب بود. به همین علت، دراکر از همان دوران کودکی این فرصت را داشت که صاحب‌نظران بزرگ اقتصاد و مدیریت را ببیند و با آن‌ها هم‌نشین شود. به عنوان مثال، ژوزف شومپیتر که بسیاری او را پدر کارآفرینی می‌دانند، دوست پدر دراکر بوده و به خانهٔ آن‌ها رفت و آمد داشته است. زندگی نامه پیتر دراکر را افراد و موسسات بسیاری تدوین کرده و با جزئیات به آن پرداخته‌اند (+). به همین علت، ما در این درس در پاسخ به این پرسش که «پیتر دراکر کیست؟» بیشتر به اندیشه و افکار، مدل ذهنی، نظریه‌ها و نوشته‌های او می‌پردازیم. نظریه های پیتر دراکر در سایهٔ دوران او پیتر دراکر متفکری پیشتاز و پیشگو بوده است. از این منظر جایگاه او را در مدیریت می‌توان با جایگاه کسانی مانند مارشال مک لوهان در دنیای رسانه مقایسه کرد. مک‌لوهان، در دنیایی که تکه‌تکه و از هم‌گسیخته بود، پدیدار شدن دهکدهٔ جهانی را پیش‌بینی می‌کرد و دراکر در شرایطی که نظریه‌پردازان، از اهمیت پول و نیروی کارگر و زمین و ژئوپلتیک می‌گفتند، اصرار داشت که «دانش» مهم‌ترین عامل تعیین‌کنندهٔ جایگاه سازمان‌ها و کشورها در دهه‌های آینده خواهد بود. اما با وجود همهٔ این نگاه آینده‌نگر، نباید سبک زندگی در زمانهٔ دراکر و دغدغه‌ها و نگرانی‌هایی را که روی ذهن دراکر و هم‌عصرانش سایه می‌انداخت فراموش کنیم. نظریه‌پردازان، هر چقدر هم که بکوشند رو به آینده نگاه کنند، پا در زمین حال دارند و بار گذشته را بر دوش می‌کشند. اگر این موضوع را نبینیم و نادیده بگیریم، نخواهیم توانست ضعف‌ها و قوت‌های آن‌ها را به خوبی تحلیل کنیم. در ادامه، برخی از ویژگی‌های مهم عصر دراکر را مرور می‌کنیم. ظهور تدریجی عصر اطلاعات دوران پیتر دراکر را می‌توان «طلوع عصر اطلاعات» نامید. در آن دوران، فناوری اطلاعات به تدریج در حال رشد بود و می‌شد حدس زد که در دهه‌های آتی، اطلاعات نقشی کلیدی در اقتصاد، مدیریت و سیاست ایفا خواهد کرد. به همین علت، می‌بینیم که دراکر در سال ۱۹۵۹ اصطلاح کارگر دانش‌محور یا کارگر دانش‌بنیان (Knowledge Worker) را ابداع کرد و در این باره نوشت. دراکر یکی از نخستین کسانی بود که کوشید ویژگی‌های عصر دانش‌بنیان را پیش‌بینی کند. از جمله این که به اهمیت یادگیری مادام‌العمر (Lifelong Learning) پرداخت و توضیح داد که در دنیایی که دانش هر روز بیشتر می‌شود و ساده‌تر از گذشته در دسترس همه قرار می‌گیرد، کسانی که در مهارت یادگیری ضعیف باشند و یادگیری بخشی از زندگی روزمره‌شان نباشد، بازندگان دوران جدید خواهند بود. به خاطر داشته باشید که دراکر در زمانی این نکات را مطرح می‌کرد که هنوز مدیریت دانش به شکل امروزی مطرح نشده بود و حتی تعریف مدیریت هم چندان مشخص نبود. شتاب گرفتن روند خصوصی‌سازی در غرب بخش بزرگی از روند خصوصی‌سازی (Privatization) در اروپای غربی و آمریکا، در نیمهٔ دوم قرن بیستم و هم‌زمان با سال‌های فعالیت دراکر شکل گرفت. به همین علت، بحث خصوصی‌سازی و مزیت‌ها و معایب و فرصت‌ها و تهدیدهای آن، یکی از دغدغه‌های دائمی دراکر بود. اگر چه این بحث امروز در ادبیات مدیریتی جهان کمرنگ‌تر شده، اما از آن‌جا که این موج به تازگی به کشور ما رسیده، حرف‌ها و تحلیل‌های دراکر و مباحثی که در زمینهٔ فرصت‌شناسی و آسیب‌شناسی خصوصی‌سازی مطرح کرده، می‌تواند برای ما آموزنده و راهگشا باشد. یکی از ایده‌های کلیدی دراکر در این حوزه، توجه به بخش سوم اقتصاد (Third Sector) است. بخشی که نه دولتی است و نه خصوصی. سازمان‌های غیرانتفاعی و مجموعه‌های مردم‌نهاد (NGO یا سمن) از جمله زیرمجموعه‌های بخش سوم اقتصاد محسوب می‌شوند. دراکر بر این باور بود که اگر بخش سوم اقتصاد، حمایت و تقویت نشود، رابطهٔ دو بخش دولتی و خصوصی هرگز به درستی تنظیم نخواهد شد و دولت‌ها گرفتار ناکارآمدی شده و بخش خصوصی هم در معرض فساد قرار خواهد گرفت. رشد سریع ژاپن نیمهٔ دوم قرن بیستم، دورانی بود که ژاپن توانست رشد سریع را تجربه کرده و به یک غول صنعتی تبدیل شود. این اتفاق برای آمریکایی‌ها بسیار عجیب بود و در آن سال‌ها تقریباً هر کس از مدیریت حرف زده، دربارهٔ وضعیت ژاپن، آیندهٔ ژاپن و علت‌های رشد ژاپن هم حرف زده است. به عنوان مثال، در میان صاحب‌نظران استراتژی، می‌بینیم که مایکل پورتر بارها به ژاپن می‌پردازد و در میان صاحب‌نظران کیفیت، نام کسی مثل ادوارد دمینگ با ژاپن گره خورده است. دراکر هم از این قاعده مستثنی نیست و بخش قابل‌توجهی از نوشته‌های او به ژاپن اختصاص دارد. او نه‌تنها دربارهٔ مدیریت ژاپنی فکر کرده و مطلب نوشته، بلکه دربارهٔ هنر ژاپن هم مقالات و تحلیل‌هایی دارد. تحلیل‌هایی که ژاپنی‌ها می‌پسندند و باعث شده دراکر همچون دمینگ، میان ژاپنی‌ها محترم و محبوب باشد. هر وقت حجم زیاد اشاره‌های دراکر به ژاپن را می‌بینید، به خاطر داشته باشید دراکر در زمانی می‌نوشته و زندگی می‌کرده که در مدرسه‌های کسب و کار آمریکایی، پیشنهاد می‌شد مدیران به عنوان زبان دوم، پس از انگلیسی به سراغ ژاپنی بروند. پیشنهاد | مجموعهٔ آموزشی صوتی پیتر دراکر محمدرضا شعبانعلی در قالب یک فایل صوتی پنج ساعته، پیتر دراکر، زندگی و مدل ذهنی او را شرح داده است. این مجموعه بر پایهٔ مطالعهٔ چندهزار صفحه از کتاب‌ها و مقاله‌های پیتر دراکر تدوین شده و می‌تواند شما را با شیوهٔ فکر کردن و تحلیل‌های پیتر دراکر آشنا کند. برای مشاهدهٔ سرفصل‌های این دورهٔ صوتی آموزشی و خرید آن می‌توانید به صفحهٔ زیر مراجعه کنید: دیدگاه پیتر دراکر در مورد آینده مدیریت
در سال ۲۰۱۴، نشریهٔ کسب و کار هاروارد، مقالهٔ جالبی از ریک وارتزمن منتشر کرد که عنوان آن چنین بود (+): «دراکر دربارهٔ سال ۲۰۲۰ چه می‌دانست؟»
جذابیت عنوان مقاله در این است که می‌دانیم دراکر در سال ۲۰۰۵ در گذشت. به عبارت دیگر، این مقاله نُه سال پس از مرگ دراکر و با نگاه به اندیشه‌های دراکر در چند دهه قبل، می‌کوشید آینده مدیریت در شش سال بعد را پیش‌بینی کند.
مرور برخی از محورهای این مقاله، می‌تواند نوع نگاه آینده‌نگر دراکر و برخی از نظریات پیتر دراکر را برای ما شفاف‌تر کند:
پنجاه سال بعد، تحولات در جوامع آن قدر زیاد خواهد بود که فرزندان ما حتی در ذهن خود هم نمی‌‌توانند سبک زندگی ما (پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌هایشان) را تصور کنند. هر چه جلوتر می‌رویم، ذهن‌ها بیشتر از ماهیچه‌ها ارزش اقتصادی خلق می‌کنند. کارگران دانش‌محور، مهم‌ترین نقش را در توسعهٔ اقتصادی جوامع ایفا می‌کنند. نقش آن‌ها در خلق ارزش، بسیار بیشتر از زمین، سرمایه و نیروی کار فیزیکی خواهد بود. ضروری‌ترین منبع مورد نیاز برای مدیران و سازمان‌ها، «اطلاعات» خواهد بود. وضعیت سازمان‌ها به گونه‌ای است که هیچ‌کس احساس نمی‌کند کمبود اطلاعات وجود دارد. اتفاقاً اطلاعات، بیش از حد نیاز در دسترس است. اما مدیران و تصمیم‌گیران ارشد، در نهایت برای دریافت اطلاعات، به کارشناسان و افرادی در سطوح پایین‌تر وابسته‌اند. افرادی که ممکن است نقش و اهمیت اطلاعات را به درستی درک نکنند و داده‌هایی که در اختیار رده‌های بالاتر قرار می‌دهند، به اندازهٔ کافی قابل اتکا نباشد. زمانی نوآوری یک انتخاب استراتژیک بود. یعنی یک سازمان می‌توانست انتخاب کند که نوآوری جزو اولویت‌هایش هست یا نیست. اما در آینده، گزینه‌ای جز نوآوری وجود ندارد. سازمان‌ها باید در آینده، بیش از گذشته، استقلال کارکنان خود را به رسمیت بشناسند. کارگر دانش‌محور، معمولاً در کار خود، از سرپرست و مدیرش مطلع‌تر و صاحب‌نظرتر است. ضمن این که به مشتری هم نزدیک‌تر است و داده‌های واقعی‌تری در اختیار دارد. بنابراین قدرت چانه‌زنی مدیر و سرپرست، به اندازهٔ گذشته نیست و مدیران باید سبک سنتی مدیریت در کارخانه‌های قرن نوزدهم و بیستم را به فراموشی بسپارند. تعریف مدیریت از نظر پیتر دراکر، در عصر دانش‌محور، به کلی متحول خواهد شد و مدیران، بیش از آن که صاحب تخصص باشند، دستیار کارکنان متخصص خود خواهند بود. دانش، اگر به چالش کشیده نشود، می‌میرد و محو می‌شود. دانش اگر چه سرمایه‌ای ارزشمند و ارزش‌آفرین است، اما در مقایسه با سرمایه‌های دیگر، سریع‌تر مستهلک می‌شود. بنابراین، سازمان‌ها باید بکوشند یاد بگیرند و یادگیری سازمانی را تسهیل کنند. به این معنا که علاوه بر خلق، ذخیره‌سازی و به اشتراک‌ گذاشتن اطلاعات، کمک کنند دانش در سازمان جاری شده و به تدریج رشد کند. در آینده انسان‌ها بیش از گذشته انتظار خواهند داشت که معنا و مفهوم زندگی و مأموریت خودشان را بدانند. دیگر نمی‌توانید از انسان‌ها بخواهید کار مشخصی را، بدون این که معنای آن را بدانند و تأثیر آن را بفهمند، انجام دهند. اعضای سازمان باید مأموریت سازمان را بدانند، درک کنند و باور داشته باشند. حتی یک چک حقوق درشت با صفر‌های زیاد هم نمی‌تواند برای مدت طولانی به کارکنان سازمان‌ها انگیزه بدهد. درست است که اقتصاد آینده، اقتصاد دانش‌بنیان است. اما اقتصاد هرگز و هیچ‌وقت، صرفاً بر دوش کارگران دانش‌بنیان نمی‌گردد. صنایع دانش‌بنیان مشتری می‌خواهند. ارائهٔ خدمات می‌خواهند. و اساساً جامعه‌ای می‌خواهند که بتوانند در بستر آن تنفس کرده و زندگی کنند. اگر تفکر طبقاتی شکل بگیرد و کارگران دانش‌بنیان و شرکت‌های دانش‌بنیان، باارزش‌تر و مهم‌تر از سایر کارگران و سایر کسب و کارها در نظر گرفته شوند، نابرابری و عدم تعادل در جامعه افزایش یافته و جامعه بیمار می‌شود.
وقتی نگاه آینده‌نگر دراکر و نظریه های دراکر را می‌بینیم و می‌خوانیم، به نتیجه می‌رسیم که بخت با دنیای مدیریت یار بوده که او ۹۶ سال عمر کرده و فرصت بیشتری برای فکر کردن و نوشتن داشته است.
اگر چه خودش در سال‌های آخر آزار می‌دید. او با واکر راه می‌رفت. گوشش به سختی می‌شنید و بدنش آسیب‌های متعددی را تجربه کرده بود. شاید به همین علت بود که به شوخی می‌گفت، انسان‌ها باید به جای عمر طولانی، مرگ راحت آرزو کنند (+).
آخرین پیش‌بینی دراکر در سال‌های نزدیک به مرگ، تشخیص محور توسعه در قرن بیست‌و‌یک بود. او می‌گفت،‌ همان‌قدر که طلوع قرن بیستم، با تلاش برای افزایش کارایی فیزیکی کارگران همراه بود، اولویت اصلی در قرن بیست‌و‌یکم، تلاش برای افزایش کارایی کارگران دانش‌بنیان خواهد بود. این که چه باید کرد تا این افراد، بهتر بیاموزند، بهتر بفهمند، بهتر فکر کنند و ارزش اقتصادی بیشتری ایجاد کنند.
کتابهای پیتر دراکرتعداد کتابهای پیتر دراکر را نمی‌توان به شکل دقیق مشخص کرد. چون بعضی از این کتاب‌ها، ترکیبی از کتاب‌های قبلی هستند و گاهی هم او پس از ویرایش کتاب‌های قبلی و حذف و اضافهٔ برخی مطالب، تصمیم گرفته کتابش را با عنوانی دیگر منتشر کند.
با این حال، به فرض کنار گذاشتن عناوین مشابه و کتاب‌هایی که محتوای مشترک دارند، می‌توان گفت دراکر در طول زندگی خود، حدود چهل عنوان کتاب نوشته است.
کتابهای دراکر بسیار متنوع‌اند و چنان که خودش در کتاب ماجراهای یک مشاهده‌گر اشاره کرده، موضوعات مختلفی از جمله مدیریت، سیاست، فلسفه، تاریخ، نظم اجتماعی، نهادهای اجتماعی، اخلاق، مدیریت دانش، فرهنگ، استراتژی، انگیزش، تکنولوژی و اقتصاد را در بر می‌گیرند.
بسیاری از کتاب‌های پیتر دراکر در زمان انتشار مورد توجه صاحب‌نظران قرار گرفته‌اند.
نظر صاحب‌نظران دربارهٔ کتابهای دراکر
به عنوان نمونه، فردی مانند وینستون چرچیل در یادداشتی به مرور و ارزیابی کتاب پایان انسان اقتصادی (The End of Economic Man) او پرداخته است. چرچیل مشخصاً نقدهایی هم به کتاب داشته است. با این حال تأکید می‌کند که خطاهای دراکر هم قابل چشم‌پوشی است. چرا که او یک متفکر اصیل است و حرف‌های دیگران را تکرار نمی‌کند و ضمناً قلمی دارد که می‌تواند ذهن دیگران را [برای مطالعه، یادگیری و اندیشیدن] برانگیزد.
مارشال مک لوهان هم که خود از نظریه‌پردازان بزرگ دنیای رسانه است، در نوشته‌ای با عنوان «مردی که آمده بود تا بشنود»، ذوق هنری و دقت نظر پیتر دراکر را تحسین می‌کند و بر این باور است که رشد پیتر دراکر در وین، جایی که محل تلاقی دیدگاه‌های مختلف اقتصادی و فرهنگی بوده است، نگاه دراکر را عمیق‌تر کرده و به او کمک کرده تا محیط اطراف خود را بهتر و دقیق‌تر تحلیل کند (+).
فهرست کتابهای دراکر
با توجه به تعداد زیاد کتابهای دراکر، صرفاً برخی از مهم‌ترین کتابهای دراکر را به ترتیب زمان انتشار در ادامه می‌آوریم:
قبل از مرور و بحث در مورد کتابهای پیتر دراکر، مناسب است که دو نکته را یادآوری کنیم:
یکی از بهترین شیوه‌های آشنا شدن با سیر تحول فکری اندیشمندان و الهام گرفتن از آنها، مرور افکار و اندیشه‌ها و گفته‌های آنها بر اساس خط سیر زمانی (از نخستین گفته‌ها تا آخرین موارد)‌ است.
بدیهی است که باید بپذیریم که صرفاً آخرین نوشته‌ها و آخرین‌ حرف‌های هر فرد را می‌توان به عنوان نگرش قطعی و پخته و توسعه‌یافته‌ی او در نظر گرفت و در مورد وی بر اساس آنها قضاوت کرد و بسیاری از نویسندگان و اندیشمندان نخستین حرف‌ها و نوشته‌های خود را صرفاً به عنوان یادگاری‌هایی از دوران خامی و جوانی در نظر می‌گیرند، اما همچنان مرور همان نوشته‌های قدیمی هم می‌تواند به ما مسیر توسعه اندیشه را بیاموزد.
کتاب پایان انسان اقتصادی
پیتر دراکر نخستین کتاب خود یعنی «پایان انسان اقتصادی» را در سال ۱۹۳۹، یعنی سی سالگی، منتشر کرد.
اگر کمی این کتاب را ورق بزنید، به نتیجه می‌رسید که واژه‌هایی مانند نژادپرستی، تمامیت‌خواهی، فاشیسم، نازیسم، مارکسیسم و کاپیتالیسم، از جمله پرتکرارترین واژگان این کتاب هستند. دراکر در این کتاب به تعامل و تضاد دو مکتب مارکسیزم و کاپیتالیسم پرداخته است.

این کتاب را می‌توان نقد دراکر بر نگاه مارکسیستی به اقتصاد و سیاست دانست. او در همان دههٔ شصت میلادی، این نظریه را رو به افول ارزیابی می‌کند:
به نظر نمی‌رسد کمونیزم دوام طولانی داشته باشد. این را از موضع دفاعی کمونیست‌ها می‌شود فهمید. افکار، عقاید و نظریه‌ها، تا زمانی که در مسیر رشد هستند، رفتارشان از جنس تبلیغی است. وقتی به سراغ رفتارهای دفاعی رفتند، مشخص می‌شود که وارد مسیر افول شده‌اند. دراکر ضمن این که نگاه مارکسیستی را به شدت نقد می‌کند، به این نکته هم توجه دارد که با وجود جنگ و تضاد عمیق مارکسیزم و کاپیتالیزم، هر دو مکتب فکری در یک موضوع مشترک‌اند و آن این است که «انسان بیش از هر چیز، موجودی اقتصادی است و اقتصاد، مهم‌ترین انگیزانندهٔ اوست.»
به عبارت دیگر، هر دو مکتب فکری می‌کوشند برای زندگیِ بهترِ «انسان اقتصادی» راهکارهایی ارائه دهند.
پیتر دراکر در ادامه به انگیزه‌های مختلف انسانها اشاره کرده و تأکید می‌کند که مجموعه ارزش‌های انسان‌ها صرفاً به ارزش‌های اقتصادی محدود نمی‌شود. ضمن این که ارزش‌های اقتصادی لزوماً برترین ارزش‌های انسان‌ها نیستند. از نگاه دراکر، باور بسیاری از انسان‌ها به خدا را مستقل از بحث‌های مذهبی، به شکل دیگری هم می‌توان توضیح داد: این که ارزش‌ها، اصول و باورهای غیراقتصادی در ذهن بسیاری از مردم جایگاه بالایی دارد.
بر این مبنا، او معتقد است که نظام‌های فکری کمونیستی و مارکسیستی، با تأکید افراطی بر اقتصاد، یک خلاء جدی در حوزه‌های غیراقتصادی ایجاد می‌کنند و این خلاء دیر یا زود با چیزهایی از قبیل نژادپرستی یا وطن‌پرستی یا سایر ارزش‌های افراطی پر می‌شود.
امروز کمتر کسی کتاب پایان انسان اقتصادی پیتر دراکر را می‌خواند. ادبیات و اصطلاحات این کتاب قدیمی شده و نگرانی‌های مطرح شده در آن، دغدغهٔ انسان امروزی نیست. نظریه‌های اقتصادی رادیکال مانند کمونیسم و مارکسیزم این روزها، بیش از آن که به عنوان یک «نظریه» در نظر گرفته شوند، به عنوان یک «ایدئولوژی خام و سطحی» مسخره می‌شوند. با این حال، در مرور و ارزیابی این کتاب دراکر باید به دو نکته توجه کنیم: کتاب پایان انسان اقتصادی در سال ۱۹۳۹ نوشته شده است. در دورانی که دو تفکر اقتصادی در جهان، رو به روی هم ایستاده و با هم در نبرد بودند. تلاش دراکر برای مقایسهٔ دو نظریه با تکیه بر «شناخت انگیزاننده‌های واقعی انسان‌ها» جالب توجه است. به ویژه این که او در آن زمان سی ساله بوده است. رگه‌های شکل‌گیری دراکر تحلیل‌گر را از همان سال‌ها می‌توان در نوشته‌های او مشاهده کرد. دراکر بیش از این که به «رویدادهای امروز» بپردازد، می‌کوشد بر «روندهای فردا» متمرکز شود. این ویژگی به تدریج در کتاب‌ها و مقاله‌های بعدی او پخته‌تر و آشکارتر می‌شود. دومین کتاب پیتر دراکر | آینده انسان صنعتی
دومین کتاب جدی دراکر، آیندهٔ انسان صنعتی (The Future of Industrial Man) است.
او این کتاب را در سال ۱۹۴۲ یعنی سه سال پس از کتاب قبلی نوشته است.

پیتر دراکر در مقدمه‌ای که چند دهه بعد، یعنی در سال ۱۹۴۵، برای چاپ جدید این کتاب نوشت، توضیح داد که بسیاری از دوستانش این کتاب را «بهترین کتاب پیتر دراکر» می‌دانند. خود او معتقد است که این کتاب جایگاه ویژه‌اش را به خاطر هدف بلندپروازانه‌‌ای که در نوشتنش بوده به دست آورده است: «تلاش برای ارائهٔ یک نظریه اجتماعی که بتواند جامعهٔ صنعتی‌شده را توصیف و تحلیل کند.»
با مرور فهرست موضوعات این کتاب، فضای آن را بهتر خواهید شناخت:

همانطور که می‌بینید کتاب با مشکلات و جنگ‌های درونی جوامع صنعتی آغاز می‌شود و با این موضوع ادامه پیدا می‌کند که ویژگی‌های یک جامعهٔ کارا چیست (البته کارا ترجمه خوبی نیست. او از عبارت Functioning استفاده می‌کند. جامعه‌ای که کار می‌کند. جامعه‌ای که کارش می‌چرخد و ادامه پیدا می‌کند. دراکر عمداً از کلمه ایده‌آل یا سالم یا کلمات مشابه استفاده نمی‌کند تا محافظه‌کارانه‌ترین شکل تحلیل را داشته باشد).
هیتلر و هیتلریسم هنوز از کلمات کلیدی او هستند و مطالعهٔ نوشته‌های دراکر در آن دوران نشان می‌دهد که او ظهور هیتلر را بیش از آن که یک «اتفاق موردی» بداند، یک پدیدهٔ قابل‌تکرار (هیتلریسم) می‌داند.
دراکر در این کتاب می‌کوشد به سوالاتی از این دست پاسخ دهد:

پایه‌های اصلی برای ثبات و رشد یک جامعه چیست؟ قدرت نظامی؟ توان اقتصادی؟ قدرت سیاسی؟
یک جامعهٔ صنعتی از چه جنبه‌هایی با جوامع پیش از خود تفاوت دارد؟
زیربنای قدرت چیست؟ مردم چه زمان به قدرت حاکمان خود احترام می‌گذارند و از آن تبعیت می‌کنند؟
سیاست چه تعریفی دارد و سیاست‌مداران در یک جامعه چه وظیفه‌ای دارند؟

بعید است دراکر تا پایان عمر بر این باور مانده باشد که این کتاب، بهترین نوشتهٔ اوست. امروز بسیاری از صاحب‌نظران، کتاب مدیر اثربخش را بهترین کتاب دراکر می‌دانند. برخی هم کتاب روش مدیریت را تأثیرگذارترین کتاب او می‌دانند. خودش هم در مقدمهٔ کتاب ماجراهای یک مشاهده‌گر، به شکلی صحبت می‌کند که به نظر می‌رسد این مجموعه خاطرات و جستارهای شخصی را بهترین کتاب و اثر خود می‌داند.
خلاصه هر چه باشد، آیندهٔ انسان صنعتی را امروز دیگر نمی‌توان بهترین کتاب دراکر دانست. اما هم‌چنان برای کسانی که بخواهند پیتر دراکر را بهتر بشناسند، یک راهنمای مهم است.
این کتاب آخرین کتابی است که دراکر در آن به شکل صریح و پررنگ به سیاست و علوم اجتماعی می‌پردازد. به نظر می‌آید که پس از آن، دراکر از فضای اجتماعی و سیاسی به قلمرو اقتصاد و مدیریت مهاجرت کرده و کوشیده دنیا را از زاویه‌ای دیگر درک کند. البته این به آن معنا نیست که دراکر در سال‌های بعد، به سیاست و جامعه‌شناسی بی‌توجه بوده است. بلکه این دغدغه از سطح حرف‌های او به عمق نوشته‌هایش نفوذ کرده و ما در کتاب‌ها و مقالات بعدی دراکر، نویسنده‌ای را می‌بینیم که در کنار مباحث اقتصاد و مدیریت، اثرات اجتماعی و سیاسی آن‌ها را هم می‌بیند و تحلیل می‌کند.
تعریف مدیریت و سازمان در نگاه دراکر کتاب آینده انسان صنعتی، یک ویژگی مهم دارد. ویژگی‌ای که خود دراکر هم چند دهه بعد به آن اشاره کرد. در دههٔ چهل و پنجاه میلادی، وقتی اصطلاح «سازمان» به کار می‌رفت، معمولاً همه به «سازمان صنعتی» فکر می‌کردند. سازمان، یعنی کارخانه. سازمان یعنی واحد تولیدی. سازمان یعنی شرکت‌های بزرگ. اما دراکر در این کتاب تأکید می‌کرد که سازمان فراتر از این‌هاست و جامعه‌های صنعتی، اتفاقاً بر مجموعه‌ای از سازمان‌ها بنا می‌شوند که غالب‌شان صنعتی نیستند! دانشگاه‌ها، بیمارستان‌ها، کلیساها، اتحادیه‌های کارگری، انجمن‌های خیریه و گروه‌های کنش‌گر اجتماعی، از جمله سازمان‌هایی هستند که رشد و بقاء جامعهٔ صنعتی را تضمین می‌کنند. اما خودشان، به معنای رایج کلمه، صنعتی محسوب نمی‌شوند. بنابراین اگر ما امروز به سادگی از واژهٔ «سازمان‌دهی» استفاده می‌کنیم و برایمان بدیهی است که سازمان‌دهی صرفاً به کارخانجات محدود نمی‌شود، به نوعی از دراکر و نوع نگاه او تأثیر گرفته‌ایم. سایر کتاب‌های پیتر دراکر
دراکر کتاب‌های بسیاری دارد که بیشتر آن‌ها از دو کتابی که در این‌جا مطرح کردیم، مهم‌تر و تأثیرگذارترند. اما از آن‌جا که معرفی هر یک از آن کتاب‌ها به مطلبی مستقل و بحثی مفصل نیاز دارد، در آینده درس‌های مستقلی را به آن‌ها اختصاص می‌دهیم.
با توجه به این که کتاب‌های پایان انسان اقتصادی و آیندهٔ انسان صنعتی، از فضای درس‌های متمم فاصله دارند، در این‌جا اشاره‌ای به آن‌ها کردیم تا بعداً لازم نباشد به این دو کتاب برگردیم.

این را هم باید اضافه کنیم که هر کس بخواهد دراکر را بشناسد، مهم است از فضای این دو کتاب او اطلاع داشته باشد.
وقتی این دو کتاب را می‌خوانیم به چند نکته دربارهٔ دراکر و مدل ذهنی او پی می‌بریم:
دراکر خوش‌بین است و چنان‌که در کتاب آیندهٔ انسان صنعتی گفته، این خوش‌بینی را یکی از ویژگی‌های مهم خود می‌داند. این که در سال‌های دههٔ چهل، در دنیایی که بر اثر جنگ جهانی ویران شده، بنشینی و راه‌های زندگی بهتر برای انسان‌ِ دهه‌های آینده را جستجو کنی، معنایی جز خوش‌بینی ندارد. به بیان دیگر، دراکر سال‌ها پیش از شکل‌گیری جهانِ پس از جنگ، اندیشیدن به این فضا و تنفس در آن را آغاز کرده بود. دراکر، چنان که بعدها نیز بارها تأکید کرد، بر این باور بود که سه عنصرِ «جامعه، سیاست و اقتصاد» در هم تنیده‌اند و اگر یکی از این سه را نشناسیم، نمی‌توانیم در دو مورد دیگر هم تحلیل‌های قابل‌اتکایی داشته باشیم. بنابراین اگر بخواهیم علت موفقیت دراکر به عنوان یک نظریه‌پرداز مدیریتی را بدانیم، می‌توانیم بگوییم که حداقل از نظر خودش، توجه به سیاست و جامعه، در این موفقیت نقش داشته است.
تعدادی از جملات مدیریتی پیتر دراکر
در بخش پایانی این درس، تعدادی از جملات پیتر دراکر را می‌آوریم. واضح است که سخنان پیتر دراکر بسیار متنوع‌اند و آن‌چه در این‌جا می‌آید، گسترهٔ آراء و نظرات رو را منعکس نمی‌کند:
دربارهٔ دانش دانش باید پیوسته به چالش کشیده شده، افزایش یافته و بهتر شود. در غیر این صورت به کلی از بین خواهد رفت. از کتاب سخنرانی‌های دراکر (The Drucker Lectures) دربارهٔ نوآوری اگر در پی چیز تازه‌ای هستید، ابتدا باید یکی از کارهایی را که در گذشته انجام می‌داده‌اید، کنار بگذارید. از کتاب نوآوری و کارآفرینی (Innovation and Entrepreneurship) دربارهٔ مهارت ارتباطی مهم‌ترین توانمندی در مهارت ارتباطی این است که بتوانید آن چه را گفته نمی‌شود بشنوید. دربارهٔ استراتژی و پیش بینی آینده استراتژی به معنای پیش بینی آینده نیست. بلکه به این معناست که با تصمیم‌های امروزمان برای آینده‌ای که قطعی نیست، آماده شویم. از کتاب وظایف و مسئولیت‌های مدیریت (Management: Tasks, Responsibilities) دربارهٔ مدیریت زمان زمان کم‌یاب‌ترین منبع در دسترس ماست. تا زمانی که زمان را به درستی مدیریت نکنیم، هیچ چیز دیگری را مدیریت نخواهیم کرد. از کتاب مدیر اثربخش (The Effective Executive)برخی جملات هم هستند که به دراکر منسوب شده‌اند و معمولاً از قول پیتر دراکر نقل می‌شوند، اما دراکر آن‌ها را نگفته است. نزدیک بودن این جمله‌ها به مدل ذهنی دراکر باعث شده که کمتر کسی در درستی آن‌ها تردید کند.
در ادامه برخی از این جملات منسوب به دراکر را می‌بینید (+):
جمله منسوب به دراکر درباره فرهنگ فرهنگ، استراتژی را به سادگی صبحانه می‌خورد. جمله منسوب به دراکر درباره پیش بینی آینده بهترین راه ساختن آینده، پیش‌بینی آن است. جمله اصلی دراکر هیچ‌کس نمی‌تواند آینده را پیش‌بینی کند. چه برسد به این که بخواهد آن را کنترل کند. جمله منسوب به دراکر درباره مواجهه با تغییر در جهان بزرگترین خطر در دوران آشفتگی، خودِ آشفتگی نیست؛ بلکه اقدام بر اساس منطق دیروز [دوران پیش از آشفتگی] است. جمله اصلی دراکر دوران آشفتگی، دوران خطرناکی است. و بزرگ‌ترین خطر هم این است که وسوسه شویم واقعیت را انکار کنیم. جمله منسوب به دراکر درباره اندازه‌گیری و کنترل شاخص‌ها هر آن‌ چه اندازه‌گیری شود، مدیریت خواهد شد [یا قابل مدیریت خواهد بود.] جمله اصلی دراکر تا زمانی که در یک حوزه، مشخص نکنیم چه چیزهایی باید اندازه‌گیری شوند و معیار اندازه‌‌گیری هر چیز چیست، آن حوزه برای ما نادیده باقی خواهد ماند. پیشنهاد | مجموعهٔ آموزشی صوتی پیتر دراکر محمدرضا شعبانعلی در قالب یک فایل صوتی پنج ساعته، پیتر دراکر، زندگی و مدل ذهنی او را شرح داده است. این مجموعه بر پایهٔ مطالعهٔ چندهزار صفحه از کتاب‌ها و مقاله‌های پیتر دراکر تدوین شده و می‌تواند شما را با شیوهٔ فکر کردن و تحلیل‌های پیتر دراکر آشنا کند. برای مشاهدهٔ سرفصل‌های این دورهٔ صوتی آموزشی و خرید آن می‌توانید به صفحهٔ زیر مراجعه کنید:
      شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.        برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند:     ، ، ، ،
ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری متفکران کلاسیک مدیریت به شما پیشنهاد می‌کند:
چند مطلب پیشنهادی از متمم:سری مطالب حوزه متفکران کلاسیک مدیریت

دیدگاهتان را بنویسید