جان گاتمن | محقق در زمینه عشق، رابطه عاطفی و زوج درمانی



اگر بخواهید از یک نویسنده یا کتاب معروف در گروهی که در مورد عشق، ازدواج و روابط عاطفی صحبت می کند نام ببرید، چه شخص یا کتابی را به یاد می آورید؟ افراد زیادی در دنیا هستند که جان گری و کتاب مردان مریخی و زنان ونوسی را به یاد دارند. کتابی که مبنای علمی ندارد و اگرچه نمی توان گفت که همه حرفه هایش دروغ است، اما نمی توان به راحتی تشخیص داد که کدام قسمت از حرفه هایش درست و کدام قسمت نادرست است. با این حال، «جان» دیگری در کنار جان گری وجود دارد که اتفاقا او هم ساده است و کتاب های خوبی نوشته است. کسی که هم محقق دانشگاهی بسیار قوی و معتبری است و هم می داند چگونه به زبان مخاطب صحبت کند و از خشکی زبان آکادمیک فاصله بگیرد: جان گاتمن. در سال 1997، Psychology Today مقاله ای با عنوان «داستان دو استاد» (با الهام از داستان دو شهر چارلز دیکنز) منتشر کرد و جان گاتمن را در مقابل گی قرار داد (+). یک سال بعد شرلی بارنز با اشاره به آن مقاله مقاله کوتاهی در شیکاگو تریبون نوشت و دوباره این دو را با هم مقایسه کرد (+). حدود یک دهه بعد، رالف اربر همین موضوع را در Intimate Relationship تکرار کرد. گاتمن در مقابل گری چرا با هم مقایسه می شوند؟ ازدواج، ارتباط عاطفی، عشق و محبت بخش مهمی از زندگی بسیاری از افراد است. این قسمت مهم در کنار تمام لذت ها و شیرینی هایش، تلخ ترین و سخت ترین چالش ها را به همراه دارد. به بیان صریح، بخش بزرگی از صنعت «روان درمانی» مدیون این چالش هاست. فرض کنید ازدواجی وجود نداشته است. او عاشق نبود. ارتباط عاطفی وجود نداشت. هیچ تنش، جدایی، طلاق، افسردگی یا فقدان وجود نداشت و احتمالاً بخش قابل توجهی از برنامه روانشناسان و روان درمانگران گم شده بود. اما در هر صورت، دنیای واقعی متفاوت است. بسیاری از ما در مورد ترسیم تصویری از خود، نگرش آرامی داریم. برای کاهش تلخی تنش و درگیری چه کنم؟ “روش صحیح مدیریت یک رابطه عاطفی چیست؟” بسیاری از مردم دنیا سعی کرده اند به این پرسش ها و چالش ها پاسخ دهند. جان گری نماینده و نماد بخش بزرگی از این افراد است. بخشی که در ارائه پیشنهادات و راهکارها بیشتر به تجربیات و برداشت های خود متکی است. این گروه را نمی توان لزوماً بی سواد یا ناآشنا با اصول روانشناسی دانست. حتی بسیاری از متخصصان روانشناسی و زوج درمانی در نهایت نظرات و نتیجه گیری های شخصی خود را ارائه می دهند: بسیاری از ما پذیرفته ایم که روابط عاطفی مانند فیزیک، شیمی و ریاضی هیچ فرمولی ندارند. بنابراین، همه چیز در نهایت به قضاوت شخصی برمی گردد. تنها کاری که می‌توانیم انجام دهیم این است که به سراغ کسانی برویم که شهودشان می‌گوید: “قضاوت شخصی آنها از ما تواناتر است.” نتیجه این نوع نگرش که لزوما اشتباه نیست، روی آوردن به افرادی مانند جان گری است. کسانی که در مورد رابطه عاطفی زن و مرد صحبت می کنند و می نویسند و ما احساس می کنیم شاید استقبال گسترده از کار آنها در سراسر جهان نشانه این باشد که آنها کار خوبی انجام می دهند. در مقابل این گروه، افرادی هستند که سعی می کنند با روش های علمی به این سوالات پاسخ دهند. آنها معتقدند بسیاری از جنبه های رابطه عاطفی و ازدواج را می توان مانند سایر حوزه های علوم انسانی به صورت کمی و عددی سنجید و با استفاده از روش های آماری تحلیل کرد. گاتمن نماینده و نماد خوبی برای این گروه است. جان گاتمن کیست؟ گاتمن در سال 1942 به دنیا آمد و اکنون در نهمین دهه زندگی خود است. او ریاضیات و روانشناسی را در MIT خواند و تحصیلات دکترای خود را در رشته روانشناسی در دانشگاه ویسکانسین به پایان رساند. او همچنین سال ها به عنوان عضو هیئت علمی دانشگاه واشنگتن به تدریس و تحقیق پرداخته است. برای تصویر ذهنی بهتر گاتمن، عنوان یکی از کتاب‌های او را ببینید: ریاضیات ازدواج، که به بررسی کاربرد مدل‌های دینامیکی غیرخطی در تحلیل و پیش‌بینی ازدواج می‌پردازد و توسط MIT منتشر شده است. است. او با بررسی و مصاحبه چند هزار زوج توانست مدل هایی ارائه دهد که جدایی زوج های تازه ازدواج کرده را به طور دقیق پیش بینی می کرد. دقت خوب به این معناست که او توانسته جدایی زوج ها را در چهار تا شش سال آینده با دقت 90 درصد و جدایی هفت تا نه سال آینده را با دقت 81 درصد پیش بینی کند. توانایی او در الگوبرداری از روابط زوج ها او را به شهرت رساند و حرفه و کتابش توجه ها را به خود جلب کرد. وی در عین حال از فرصت حضور در رسانه ها و تبیین دیدگاه های خود استفاده کرد. امروزه به سختی می توانید کتاب جامع زوج درمانی را بدون ذکر گاتمن پیدا کنید. گاتمن تمام زندگی خود را وقف مطالعه، تحقیق، نوشتن و سخنرانی در دو زمینه کرده است: جدایی در یک رابطه عاطفی چگونه رخ می دهد و علائمی که می توانیم زودتر از آنها پیشگیری کنیم چیست؟ روابطی که دوام دارند و در طول زمان حفظ می شوند چه ویژگی هایی دارند؟ او به کارهای سنگین علمی اکتفا نکرده و نتایج تحقیقات خود را به زبانی بسیار ساده در قالب کتاب های متعدد ارائه کرده است. کتاب ها به قدری روان هستند که هر کسی می تواند بدون هیچ گونه تخصص در روانشناسی یا روش های تحقیق دانشگاهی آنها را بخواند و بفهمد. و در عین حال مطمئن شوید که این توصیه ها دارای پشتوانه علمی و آماری هستند. کتاب هفت اصل موفقیت در ازدواج یکی از این کتاب هاست. کتابی که بر اساس رای نزدیک به ده ها هزار نفر در سایت آمازون امتیاز 4.7 از 5 را کسب کرد (+): پیام اصلی جان گاتمن چیست؟ خلاصه کردن حرفه شخصی که کتاب ها و مقالات متعددی نوشته است آسان نیست. با این حال، اگر کتاب های گاتمن را بخوانید، وجه مشترک آن را احساس خواهید کرد. در اینجا برخی از مهم ترین کلمات گاتمن آمده است: جدایی در یک رابطه عاطفی قابل پیش بینی است. گاتمن معتقد است که جدایی بیشتر یک جنسیت است تا یک رویداد (تفاوت بین یک رویداد و یک روند در مجموعه ای از درس های تفکر سیستمی توضیح داده شده است). گاتمن انکار می کند که “روابط ما تا ماه گذشته یا هفته گذشته خوب بود. اما اتفاقی افتاد که نمی توانیم ادامه دهیم.” او معتقد است که روند از هم گسیختگی و رفتار نادرست در رابطه در طول زمان وجود داشته است. اما دو طرف این کار را نکرده اند. این رفتارها و الگوهای مخرب را دیده و جدی نگرفته اند و تا آنجا پیش رفته اند که به نقطه جدایی رسیده اند.موفقیت در یک رابطه عاطفی بیش از هر چیز یک امر مهارتی است.حتما شنیده اید که گاهی برخی می گویند که با همسر یا شریک عاطفی مان گیر کردیم، چون تفاوت های شخصیتی داشتیم، یا اینکه ترجیحات سبک زندگی ما متفاوت بود، حتی قبل از دوستی و ازدواج، بسیاری از افراد سعی می کنند با بررسی ویژگی های شخصیتی خود، احتمال تنش و جدایی را کاهش دهند. گاتمن این را انکار نمی کند.اما تاکید می کند که شباهت های شخصیتی تضمین کننده یک رابطه موفق نیست.رابطه موفق یعنی مدیریت موفق تعارضات. حتی شبیه ترین شخصیت ها ممکن است به درگیری های زندگی ختم شوند. در مقابل، افرادی که شباهت زیادی به یکدیگر ندارند، ممکن است بتوانند با مدیریت موفق درگیری ها در کنار هم بمانند و از زندگی لذت ببرند. یک رابطه عاطفی بدون دعوا، خشم، درگیری و اختلاف افسانه ای بیش نیست. دنبال چنین رابطه ای نباش. گاتمن معتقد است که در رابطه خود نباید انتظار تعارض داشته باشید. حتی نباید افتخار کنید که سال ها با شریک عاطفی خود دعوا نکرده اید. او می گوید که دعوا و تنش، عصبانیت و درگیری جزء جدایی ناپذیر زندگی و روابط عاطفی است. نکته مهم این است که چگونه چنین مشکلاتی را در زمان وقوع آنها مدیریت می کنید. اگر می بینید که هیچ گاه دعوا یا تنش در رابطه وجود ندارد، احتمالاً یکی از طرفین یا هر دو راهبرد «جلوگیری از تعارض» را انتخاب کرده اند و این استراتژی در درازمدت ممکن است رابطه را به یک نقطه شکست ناگهانی برساند. فرآیند تعارض مهمتر از محتوای تعارض است. گاتمن در بررسی تعارض، فرآیند را بر موضوع اولویت می دهد. به عبارت دیگر او معتقد است که یک موضوع ساده در صورت مدیریت نادرست می تواند منجر به جدایی شود. اما یک درگیری جدی و عمیق بر سر یک موضوع مهم، اگر به درستی مدیریت شود، نمی تواند رابطه را از بین ببرد. بسیاری از آموزه های گاتمن در مورد رابطه بین عاطفه و زندگی مشترک بر این سوال متمرکز است که “چگونه تعارض ها را مدیریت کنیم؟” بعد از خواندن این درس چه باید بکنم؟ ما بر اساس توصیه‌های گاتمن درسی در پیش‌بینی نشانه‌های شکست عاطفی ایجاد کرده‌ایم. اگر یک زندگی مشترک یا یک رابطه عاطفی را تجربه می کنید، مطالعه دقیق آن درس می تواند بسیار مفید باشد. دوره مدیریت تعارض در روابط عاطفی نیز بر اساس حرفه و نوشته های گاتمن است. مطالعه این درس می تواند برای مدیریت بهتر دعواها، تنش ها، درگیری ها، مشاجرات و درگیری هایی که در رابطه عاطفی وجود دارد بسیار مفید باشد. اگر تفاوت بین یک رویداد و یک فرآیند را نمی دانید یا به یاد نمی آورید، پیشنهاد می کنیم این درس را در مجموعه تفکر سیستمی مطالعه کنید. آشنایی با تفاوت این دو مفهوم نه تنها در روابط عاطفی، بلکه در تمام جنبه های کار و زندگی مفید خواهد بود. شما هنوز در این بحث شرکت نکرده اید. برخی از دوستان متمم که به این درس علاقه دارند:

دیدگاهتان را بنویسید