وبلاگ، عمیق‌ترین رسانه اجتماعی | رسانه‌های اجتماعی



وبلاگ سرآغاز آشنایی حرفه ای من با اینترنت بود. زمانی که کاربر دائمی اینترنت بودم، وبلاگ (2006) مرا وادار کرد کمی بخوانم و بنویسم. حریص به خواندن و خواندن بیشتر و کمتر نوشتن و بعداً نوشتن من را بهتر کرد. وبلاگ سرآغازی بود برای درک من از رسانه های اجتماعی ‌ در زمانی که مفهوم رسانه ها و شبکه های اجتماعی به اندازه امروز فراگیر نشده بود، وبلاگ مهم ترین و تاثیرگذارترین رسانه اجتماعی برای وب فارسی بود. بسیاری از شبکه های ارتباطی آنلاین و آفلاین با وبلاگ نویسان شروع به کار کردند. نزدیک به 7 سال است که این خانه دائمی من، شبکه های اجتماعی (از سال 1989) بوده است. در آن زمان مفهوم شبکه های اجتماعی چندان جذاب نبود. اما اینجا بود و مکانی برای شروع دو کنفرانس روز رسانه های اجتماعی در ایران بود. بعدها پایان نامه کارشناسی ارشدم در شبکه های اجتماعی شکل گرفت. کتابی در شبکه های اجتماعی با مقدمه دکتر هادی خانیکی و بعدها کتاب تحلیل شبکه های اجتماعی با مقدمه دکتر یونس شکرخواه نوشتم. ممکن است کمی اغراق آمیز باشد، اما همه چیز وجود دارد و چمدان من تا کنون اینجاست، شبکه های اجتماعی و وبلاگ نویسی. جنبش وب فارسی که امروزه با حضور استارتاپ ها فراگیرتر شده است. این کار با وبلاگ نویسان تخصصی فناوری اطلاعات آغاز شد که به تدریج به سمت استارتاپ ها رفتند و با تغییر روند جهانی، شبکه های خود را گسترش دادند. شبکه های اجتماعی یا وبلاگ نویسی توییتر، اینستاگرام و حالا تلگرام در واقع باعث افول وبلاگ ها حداقل در جامعه ایرانی شده است. اما برای من وبلاگ عمق است و ما بقیه رسانه های اجتماعی سطح هستیم! این بدان معنا نیست که وبلاگ نویسان افراد عمیقی هستند و همچنین به این معنا نیست که پلت فرم وبلاگ نویسی برای نوشتن و فکر کردن نیاز به عمق دارد. شما برای پست وبلاگ خود جستجو می کنید، چون می دانید ایندکس می شود و در گوگل باقی می ماند، جستجو می کنید، اما در رسانه های اجتماعی خود مانند تلگرام و اینستاگرام بیشتر به دنبال محتوا می روید! جز پول در آوردن! شاید باور نکنید، اما وبلاگ نویسی همچنان یکی از موثرترین ابزارها برای سئو است و هیچ ابزاری مانند وبلاگ در سئوی ارگانیک موثر نیست. باور کنید محتوا در شبکه های اجتماعی دفن شده است. پ.ن: خیلی وقته به دلایل مختلف شبکه های اجتماعی رو آپدیت نکردم. مصطفی لامعی عزیز چالش وبلاگ نویسی را شروع کرد تا بالاخره اینجا دستم را بگیرم. امیدوارم، امیدوارم و امیدوارم روزی او همیشه اینجا باشد. امیدوارم بنویسم، امیدوارم از اینجا امرار معاش کنم. کاری ندارم جز اینجا مخاطبی جز اینجا نباید باشد و فقط بنویسم و ​​گوش کنم. بنویس و گوش کن و از هیاهوی زمانه دوری کن. امیدوارم این کار من باشد و تمام روحم اینجا باشد.

دیدگاهتان را بنویسید