جنبش عزت نفس و نقد آن | چه شد که عده‌ای مخالف بحث عزت نفس شدند؟



حتما تا به حال متوجه شده اید که بسیاری از موضوعات جالب در مدیریت، توسعه فردی و روانشناسی در حال تبدیل شدن به یک مد هستند. یعنی مردم آن مسائل را بیش از ظرفیت و ارزش واقعی خود جدی می گیرند و طوری با آنها برخورد می کنند که گویی کلید همه مشکلات را یافته اند. یکی از بهترین مثال ها هوش هیجانی است. هنگامی که موضوع هوش هیجانی در دهه 1990 مطرح شد، پیام آن به سادگی این بود که همه چیز را در هوش ریاضی و IQ خلاصه نکنید. اما این بحث آنقدر گسترده شد که همه خانواده ها و مدیران درگیر شدند. هوش هیجانی پاسخی به تمام سوالات بی پاسخ بود. برخی افراد شروع به برچسب زدن به دیگران کردند: کسی هوش هیجانی پایینی دارد. کسی هوش هیجانی بالایی دارد. برخی ریشه همه ناکامی های خود را در هوش هیجانی پایین خلاصه می کردند و به تعبیر امروزی «بسته تقویت هوش هیجانی» کلاس، معلم و کارگاه را دنبال می کردند. کلاس ها و کارگاه های زیادی در سرتاسر دنیا به این موضوع اختصاص داشت. این بدان معنا نیست که موضوع هوش هیجانی بی معنی یا بی خاصیت است. اما بدیهی است که این میزان تمرکز و تاکید بر هوش هیجانی فقط یک تب بوده و هست. مذاکره، زبان بدن، برندسازی شخصی، تولید محتوا، زندگی شاد و جستجوی استعداد همگی چنین نقص هایی را تجربه کرده اند. موضوع این درس یکی از این تب ها است: تب عزت نفس. جنبش عزت نفس در اوج بحث عزت نفس در ایالات متحده در حدود دهه 1970 بود. کتاب های عزت نفس خوانندگان زیادی داشت و خانواده ها متقاعد شده بودند که باید از عزت نفس فرزندان خود مراقبت کنند. مدیران و معلمان مدارس یکی از مهمترین وظایف خود را حفظ و افزایش عزت نفس دانش آموزان می دانستند. دولت و سیاستگذاران همچنین به این باور رسیدند که ریشه بسیاری از مشکلات آمریکا را می توان در عزت نفس جستجو کرد: آیا کسی می تواند عزت نفس بالایی داشته باشد و دروغ بگوید؟ اگر مدیری عزت نفس بالایی دارد، چگونه می تواند با کارمند خود بدرفتاری کند؟ وقتی کسی پشت سر دیگران حرف می زند و به موفقیت دیگران حسادت می کند چه اتفاقی می افتد؟ آیا این رفتار ریشه در اعتماد به نفس پایین دارد؟ چرا برخی افراد بدون نیاز به تحصیلات عالی وقت می گذرانند؟ مطمئناً عزت نفس آنها پایین است. نقد بسیار مهم است و به اصلاح فرد و جامعه کمک می کند. اما اگر فردی عزت نفس پایینی داشته باشد، نمی تواند انتقاد را بپذیرد. این شما می توانید صدها مورد دیگر را به این لیست اضافه کنید. تا جایی که گروهی از کارشناسان در آمریکا در نهایت به این نتیجه رسیدند که اگر دولت از ابتدا بودجه ای را برای افزایش عزت نفس مردم اختصاص دهد، بسیاری از مشکلات بعدی هرگز پیش نخواهد آمد و این می تواند راهی برای افزایش عزت نفس مردم باشد. جلوگیری از جرم و خطا و رفتار. مخرب است و مشکلاتی دارد و همه می دانیم که پیشگیری بهتر از درمان است. فقط به عنوان مثال، ناتانیل برندان – که کتاب روانشناسی عزت نفس او را در مکمل معرفی کردیم – اهمیت عزت نفس را به شرح زیر برجسته کرد (+): می دانیم که برندان همچنین کتاب روانشناسی عزت نفس خود را در سال 1969 منتشر کرد و او در این زمینه به شخصیتی تأثیرگذار تبدیل شده بود. یعنی سخنان او چیزی فراتر از یک حرف عادی و سطحی تلقی می شد و جامعه چنین اظهاراتی را «تحلیل کارشناسی یک فرد معتبر و خوش نام» می دانست. وضعیت به حدی جدی شد که در سال 1986 یک مأموریت ویژه در کالیفرنیا برای افزایش عزت نفس دولت راه اندازی شد. برای بیان آن در ادبیات ملی کشورمان، سیاستمداران کالیفرنیا «اردوگاه عزت نفس» (+/+) راه اندازی کرده اند. جنبش عزت نفس چگونه ادامه یافت؟ ادامه درس خودارزیابی و ارزیابی شخصیت به شرح زیر است: کارگروه عزت نفس چه کرد؟ (+ دانلود گزارش گروه PDF) جنبش عزت نفس چه تأثیری بر جامعه آمریکا و جهان داشت؟ چه کسی این جنبش را نقد کرد؟ در مورد جنبش عزت نفس چه کتاب ها و مقالاتی نوشته شده است؟ آیا واقعاً نباید برای افزایش عزت نفس خود وقت بگذاریم؟ این موضوعات تکمیلی به کسانی که دوره های خودشناسی و مطالعات شخصیت را ارزیابی می کنند نشان داده می شود. ویژگی های ارزیابان را می توانید در اتاق خبر خودشناسی و شخصیت بخوانید. همچنین ممکن است بخواهید بدانید چرا برخی از محتواها فقط برای ارزیابان نمایش داده می شوند؟ همچنین اگر در موضوعات مختلف تمرین کرده اید و در بحث ها شرکت کرده اید، می توانید در صفحه پروفایل خود ببینید که چه درس هایی را ارزیابی می کنید. شما هنوز در این بحث شرکت نکرده اید. برخی از دوستان متمم که به این دوره علاقه مند هستند:

دیدگاهتان را بنویسید